بعداز دوسال با این شکم تپلو و نوزاد دیگه وقتی برای اینکارا نمیمونه که بخوام دوباره لباس بپوشم 😄.
اخه میدونی چیه ، تو جشن عقدمون که از تالار اومدیم خونه پدرشوهرم . رفتیم تو اتاق برای استراحت که موهامو باز کنم و اینا. همسرم طفلکی ذوق داشت و گفت بیا کمکت کنم لباستو دربیار ولی من اصلااااا روم نبود و تازه محرم شده بودیم. آخرش فرستادمش بیرون از اتاق و خواهرشوهرم اومد کمکم.
گفتم لباس عروسیمو میدم کمکم کنه تا خاطره باشه برامون که بازم اینجوری شد . 😅😆
ایشالا کمکم کنه تو بیمارستان لباس صورتیای زایمانم رو تنم کنم. 😂😂😂