نميدونم به خدا ديروز گذاشتمش تو اغوشي به خودم صل كردم خونه رو جارو كردم و تميز كردم ، يه دستي ماشين ظرفشويي رو خالي مي كنم دست ديگم اونو بغل كردم
ميذارم پايين بعد چند دقيقه شروع مي كنه فر زدن و بعد گريه ، چند بار بي محلي مي كنم ولي از صبح تا شب صداش ديگه عصبي مي كنه ادمو مجبورم بغلش كنم
كم پيش مياد با خودش بازي كنه