امشب یهو یاد اخلاق گذشته شوهرم افتادم
کلافه شدم هرکار کردم که حواسمو پرت کنم نشد تااینکه شوهرمو صداکردمو گفتم خوابم نکیبره چکارکنم فکر گذشته از سرم بپره
ولی اون بداخلاقی کرد وگفت اه خواب بودم چرا بیدارم کردی بدتر دلم شکست
حالاهم ازاتاق اومدم بیرون جدا خوابیدم دلم بدجور گرفته