2777
2789
عنوان

بیاین بگم چ شد؟

415 بازدید | 21 پست

چن وقته پیش برای داداشم ی خانومی معرفی کردم،با هم ملاقات کردن،و از هم  خوششون اومد،قرار بر این بود طی یک مدت کوتاه خانواده ها با هم آشنا بشن،دختر خانوم ب داداشم گفته بود یکشنبه شب تولد برادر زادشون هست و میارن پارک،داداشمم گفته بود من هم مادر و خاهرام رو میارم ،(قرار بر این بود ک منو دختر خانوم تو پارک بصورت تصادفی ملاقات کنیم و من ایشون رو با خانواده آشنا کنم،)تو پارک هم با فاصله ی خیلی کم ازهم نشسته بودیم خیلی منتظر عروس خانوممون موندیم،داداشم بهش پ میداد ب ی بهونه ای چن قدم بیا اینطرف،اما همش گف نمتونم،بروی داداشم نیاوردیم،اما خیلی ناراحت شدیم،تازه رسیدیم خونه،خسته و کوفته

الهامم(می تونید الی صدام کنید)

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خب شما میرفتی طرفش حتما خجالت کشیده بیاد

یه زن خوب همیشه کنارت میمونه!!!!!!مهم نیس چقد بهش دروغ بگی😒😒😒😒بهش خیانت کنی😒😒😒😒😒یا دورش بزنی!!!!!!😒😒😒😒فقط نکته ای که هس اون مامانته نه ما😂😂😂😂😂😂😂😂تموم شد بالاخره تموم شد😍😍😍😍😍من تونستم و خدا کمکم کرد هم طلاقمو گرفتم هم حضانت پسرم رو💪💪این شد معجزه برام و تاپیکی که قراربود بزنم هم زدم😍😍
منم بودم ناراحت میشدم.

خواهرم مریضه،مادرمم ک پیره،اما با اون حال چون دختر خانوم قبلش ب داداشم هماهنگ کرده بود ما هم گفتیم بریم،اما ......؟

الهامم(می تونید الی صدام کنید)
خب شما میرفتی طرفش حتما خجالت کشیده بیاد

خو من رفتم اما روشو کج کرد.گفتم لابد موقعیتش جور نبود،خیلی منتظرش موندیم...

الهامم(می تونید الی صدام کنید)

خب شاید خانوادش متوجه میشن نتونسته  بیاد، بعدم این چه کاری هست خوب از همون اول خانواده رو در جریان میذاشتی، حالا هر چی بشه مادرت ناراحت نمیشه چرا از اول بهش نگفتی و گذاشتی اول این دوتا بهم وابسته بشن؟؟؟ 

دختر عزیزم عشق من مرسیییی با تلاش خودت و کمک خدا جونم خوب شدی خوبتر هم بشو تا مامان از ته دل بخنده   یه مامان پر تلاش که هشت ماهه تو رزمه ول نمیکنم تا خوب شدن کاملت عشقم .عشقم پسرم مرسی که سالمی وهستی   

این روش از اولش درست نبوده  اگه از اول قشنگ میرفتین خواستگاری و بعد دو تا خانواده و دختر و پسر ...

اخ هر دوتاشون مخان ی مدت کوتاه آشنا بشن،اشنایی قبل خاستگاری

الهامم(می تونید الی صدام کنید)

شاید روش نشده.اخی یاد خودم افتادم که وقتی با شوهرم دوست بودم چند بار پشت تلفن گفت مامانم میخواد باهات حرف بزنه اما من‌قبول نکردم.خجالت میکشیدم. حالا میگم شاید ایشونم به همین دلیل نیومدن جلو

بهترین آواز من،بخوابم بیا دل من معنی خداحافظ را نمیهفمد!

تو خواستگاری که دو طرف سر همو نمیبرن که خواستگاری میرن تا خانواده ها و دختر پسر باهم اشنا بشن قرار نیست که همون اول جواب بله بدن که

باید برین خونهزندگیشونو نحوه پذیراییشونو اداب معاشرت و فرهنگشونو ببینین

شاید روش نشده.اخی یاد خودم افتادم که وقتی با شوهرم دوست بودم چند بار پشت تلفن گفت مامانم میخواد باها ...

خب ما قبلش هماهنگ بودیم،ی جور برنامه ریزی کرده بودیم ک مثلا منو اون خانوم دوس صمیمی هستیم،و بصورت تصادفی تو پارک همو میبینیم،اما ایشون....

الهامم(می تونید الی صدام کنید)
خواهرم مریضه،مادرمم ک پیره،اما با اون حال چون دختر خانوم قبلش ب داداشم هماهنگ کرده بود ما هم گفتیم ب ...

دلیل نیومدنش مهمه اگه معذب بودن که هیچ اما اگه خودشون رو براتون گرفتن اینم اول کاری خیلی بده.پس به داداشتون بگین دلیلشون چی بوده.

مثلا بگین من خیلی دوسداشتم باهاشون اشنا بشم چی شد نتونستن بیان ...

ما زنده برآنیم که آرام نگیریم.موجیم که آسودگی ما عدم ماست
خب ما قبلش هماهنگ بودیم،ی جور برنامه ریزی کرده بودیم ک مثلا منو اون خانوم دوس صمیمی هستیم،و بصورت تص ...

خب بعدا ازش بپرسین دلیل کارشو.اما بنظر من شاید وقتی تو شرایط قرار گرفته خجالت کشیده

بهترین آواز من،بخوابم بیا دل من معنی خداحافظ را نمیهفمد!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز