چن وقته پیش برای داداشم ی خانومی معرفی کردم،با هم ملاقات کردن،و از هم خوششون اومد،قرار بر این بود طی یک مدت کوتاه خانواده ها با هم آشنا بشن،دختر خانوم ب داداشم گفته بود یکشنبه شب تولد برادر زادشون هست و میارن پارک،داداشمم گفته بود من هم مادر و خاهرام رو میارم ،(قرار بر این بود ک منو دختر خانوم تو پارک بصورت تصادفی ملاقات کنیم و من ایشون رو با خانواده آشنا کنم،)تو پارک هم با فاصله ی خیلی کم ازهم نشسته بودیم خیلی منتظر عروس خانوممون موندیم،داداشم بهش پ میداد ب ی بهونه ای چن قدم بیا اینطرف،اما همش گف نمتونم،بروی داداشم نیاوردیم،اما خیلی ناراحت شدیم،تازه رسیدیم خونه،خسته و کوفته
یه زن خوب همیشه کنارت میمونه!!!!!!مهم نیس چقد بهش دروغ بگی😒😒😒😒بهش خیانت کنی😒😒😒😒😒یا دورش بزنی!!!!!!😒😒😒😒فقط نکته ای که هس اون مامانته نه ما😂😂😂😂😂😂😂😂تموم شد بالاخره تموم شد😍😍😍😍😍من تونستم و خدا کمکم کرد هم طلاقمو گرفتم هم حضانت پسرم رو💪💪این شد معجزه برام و تاپیکی که قراربود بزنم هم زدم😍😍
خب شاید خانوادش متوجه میشن نتونسته بیاد، بعدم این چه کاری هست خوب از همون اول خانواده رو در جریان میذاشتی، حالا هر چی بشه مادرت ناراحت نمیشه چرا از اول بهش نگفتی و گذاشتی اول این دوتا بهم وابسته بشن؟؟؟
دختر عزیزم عشق من مرسیییی با تلاش خودت و کمک خدا جونم خوب شدی خوبتر هم بشو تا مامان از ته دل بخنده یه مامان پر تلاش که هشت ماهه تو رزمه ول نمیکنم تا خوب شدن کاملت عشقم .عشقم پسرم مرسی که سالمی وهستی
شاید روش نشده.اخی یاد خودم افتادم که وقتی با شوهرم دوست بودم چند بار پشت تلفن گفت مامانم میخواد باهات حرف بزنه اما منقبول نکردم.خجالت میکشیدم. حالا میگم شاید ایشونم به همین دلیل نیومدن جلو
بهترین آواز من،بخوابم بیا دل من معنی خداحافظ را نمیهفمد!