2777
2789
عنوان

داستان زندگیم

189 بازدید | 30 پست

میخوام داستان کاربری رو بذارم که زندگی بسیار پرفراز و نشیبی داشت.داستان از زبان خودش"""خانم وقار """

سلام دوستان میخوام داستان زندگی خودمو بگم تا شاید درس عبرتی باشه برای دخترای جوون و کم سن و سال.بانوشتن میخوام خودمو سبک کنم و دینی که گردنمه یکم سبک بشه.تو یه خانواده ی سطح پائین متولد شدم خانواده ای که معلوم نبود مذهبی ان معلوم نبود ضد دین و این حرفان ...البته چون بیسواد بودن نمیشه زیاد خرده گرفت خلاصه خانواده ی زحمت کشی بودن و آبرودار.من به جزء خودم دوتا خواهر دیگه هم داشتم واحده و مهتاب وسه تا برادر وحید و مسعود و صادق،من یه ساله بودم که واحده ازدواج کرده بود با شوهری که بعدا خانوادم فهمیدن چه کثیفی بوده حتی نوشتم آدم کثیفی برگشتم عقب کلمه ی آدم رو حذف کردم یک زنباره ی بی صفت که انقدر وقیح بود جلوی خواهرم زن میاورد خونه و در رو رو خواهرم قفل میکرد و کار کثیفشو میکرد بارها تا دم طلاق رفتن و باز برگشت اینم بگم که خواهرم چون تو دوران عقد باردار شده بود سریع عروسی گرفته بودن که کسی متوجه نشه اون موقع در حد مرگ بود این قضیه' 15سالش بود که رفتن سرخونه زندگیشون همیشه دعوا و کتک کاری میکردن و چشم و روی کبود خونمون میومد اینها رو مامانم تعریف کرد برام بعدا،که حتی با بابات درگیر شدن و باباتو رده ازش خیلی نفرت داشتم بیشرف اون موقعی که 7.8سالم بود بارها منو تنها گیر میاورد به بدنم دست میکشید که الان یادش میوفتم چندشم میشه سینه ای که نداشتم ولی انقدر باهاش ور میرفت و اون حالت شهوت کثافتش که لباشو نزدیک صورتم میکرد تنمو میلرزونه مریض جنسی حتی جرات اینو نداشتم به خانوادم چیزی بگم سالها گذشت و من وارد دبیرستان شدم تازه چشم و گوشم باز شده بود از دوستام که میدیدم دوست پسر داشتن و قرار مدار میذاشتن یه حالت غبطه داشتم چون کمبود محبت شدیدی دو در خودم حس میکردم پیش خودم میگفتم منم باید یه دوست پسر پیدا کنم تا یکم این کمبود رفع شه و حق خودم میدونستم دختر خوشکل و خوش تیپی بودم که تو مدرسه همه منو به زیبایی یاد میکردن"کافی بود یه چراغ سبز به کسی نشون بدم دیگه تمام بود مدتی اینور و اونور رو میپائیدم تا کیس مورد نظر خودمو پیدا کنم دنبال ی پسر خوشتیپ که ازش خوشم بیاد بودم چند روزی به همین منوال گذشت و اون چیزی که میخواستم رو پیدا نمیکردم تا اینکه


خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

هنوز باید تمرین کنی

مثلاً اسامی به هم نمیان

جو فرهنگی خانواده با اسمی همخونی ندارها.

اول باید فضای سنی خانواده رو کامل مشخص کنی تا خواننده بتونه تصویر درست پیدا کنه

از همون اول سراغ سیاه نمایی رفتن خیلی جذب نمیکنه

حتی اگر بخوای محاب کنی خواننده رو به ادامه متن.

پرضرب وگیرا نیست ولی خوب برات آرزوی موفقیت میکنم.👏👏👏

یه روز از یه پسره خوشم اومد خدایی پسر مودب و متینی بود و خانواده دار.بهش نخ دادم اومد دنبالم اینم بگم اصلا آدم هولی نبودم خیلی هم سرسنگین بودم به هیچ احد و ناسی رو نمیدادم همیشه سرم پائین بود ولی خب باید مته به خشخاش میذاشتم آخه با کمبود محبتم باید چکار میکردم با خواهرام زیاد صمیمی نبودم برادرام که فاصله سنییشون: صادق 5سال ازم کوچکتر بود مسعود 7سال و وحید12سال و اصلا انگار نه انگار ما خواهر برادریم هیچ صمیمیتی بینمون نبود هیچوقت یادم نمیره یه بار سرسفره تا پارچ رو برداشتم آب ریخت رو نون و چنان مسعود سیلی محکمی کوبوند تو صورتم که بغضمو نمیتونستم صاف کنم تا مدتها گریه میکردم و بغض امونم نمیداد وحید که کلا تو عالم خودش بود باشگاه میرفت و کاری به کار کسی نداشت صادقم تو عالم بچگی خودش بود.خلاصه با این پسره در حد تلفنی صحبت کردم و تا مدتی خوش بودم و فقط یکی دوبار قرار گذاشتیم و دستمو گرفت که من قبلم از جا داشت کنده میشد تو خواب و رویا بودم علی تقریبا منو از نظر عاطفی تامین کرده بود یه بار بدون هیچ مقدمه ای بهم گفت ببخش ما دیگه نمیتونیم باهم باشیم واااای چطور باید باور میکردم این حرفو چرا اینو بهم گفت..گفت که میخوام با دخترخالم ازدواج کنم و یه جورابی بهش حس دارم مامانمم داره منو مجبورم میکنه باهاش ازدواج کنم دنیا رو سرم خراب شد خدایا این چه امتحانی بود با حالت خشم و عصبانیت رابطه رو تموم کردیم و هیچوقت دیگه این آدم رو ندیدم تو بهت و نگرانی و کمبود محبت دست و پا میزدم درس که مفهومی نداشت واسم علنا ترک تحصیل کردم و تو دنیای ناامیدی غوطه میخوردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز