بچه ها منم مث خجسته جلو چشمم میدیدم باهمن لاس میزنن لاو میترکونن میگن میخندن
جیگرم آتیش میگرفت
اصن انقد فرزانه فرزام خوب بازی میکنه واقعا باهاش همذات پنداری میکنم
اونجایی ک تو باغ شمرون با بغض و حسرت نگاهشون میکرد...
اصن دقیقا منو یاد خودم انداخت اون احساسات و تو من زنده کرد
حس زجر آور عشق یکطرفه