2777
2789
عنوان

خودکشی هوو

| مشاهده متن کامل بحث + 5247 بازدید | 124 پست
اگر واقعی باشه واقعا ناراحت شدم از این تاپیکولی شما چرا برای خودت ارزش و احترام نمیگذاری؟ اون هوو آو ...

باید چی کار میکردم.. اون زن باردار بود وقتی متوجه شدم. با همسرم هم دعوا کردم. اما همسرم قبول نکرد به ازدواجمون خاتمه بدیم هرچند اصرار کردم، تا اینکه این خانوم متوجه شد و خودکشی ناموفق کرد

یعنی دلش میخواست یه هووی دیگه هم میداشت که جاش خالیه؟!

همسر اولش مادر طفل معصوم دختر همسرم بوده. دختر یتیم واقع مهربون و دوست داشتنی. من این بچه ی مظلوم را بی مادر می بینم ناراحت میشم. دوست داشتم مادرش زنده بود.

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

تاپیک های قبلت گفتی صیغه شوهرت هستی و منتظری محرمیت تموم بشه الان میگی هوو آورده سرت حس میکنم تو آوا ...

نه.علت اینکه دوست دارم محرمیت تموم بشه اینه که هوو آورد سرم و ناراحتم

سرطان.. الان خوب شدم اما عوارض شیمی درمانی هنوز هست مثل تنگی نفس و فشار بالا و...

منم داشتم الان درمان شدم ببخشید چه مدتها خوب شدید؟من تازه۴ماهه از پرتو درمانی میگذره ولی هنوز درد دارم دکتر گفت طبیعی سی تی و آزمایشم خوب بوده

نه.علت اینکه دوست دارم محرمیت تموم بشه اینه که هوو آورد سرم و ناراحتم

از خانواده یا دوستای همسرت کسی از ازدواج شما خبر داشت؟

همین که بچشو پیش شما نمی آورد معنیش این بود که چون نمیخواست در آینده کنارتون باشه نمیخواست بچش آسیب ببینه

چند وقت دیگه زمان محرمیتتون تموم میشه؟چه طوری حسادت زنانه نداری؟

نه ماه دیگه.. اوایل حسادت شدید داشتم و اذیت میشدم تا اینکه از خدا خواستم حسادتم را از بین ببره و از حضرت محمد رسول الله خواستم همونطور که برای ام السلمه دعا کرد برای من هم دعا کنه، بعدش حسادت و غیرتم از بین رفت.

از خانواده یا دوستای همسرت کسی از ازدواج شما خبر داشت؟همین که بچشو پیش شما نمی آورد معنیش این بود که ...

آره. مادر و برادرش میدونستن.. بچه اوایل پیش اقوام همسر مرحومش بود. بعد بچه رو برد پیش مادر و خواهر خودش. و بعد من خبر نداشتم که آورده پیش هووم.. اما بچش بمن و پسرم علاقمند شد، بیشتر از علاقش به هووم.. این چند روز که نذاشتن بمن زنگ بزنه، خیلی دلتنگ و بیقرارشم. بیرون هر دختربچه ای می بینم به یادش میغتم و بغض میکنم؛ انگار پاره ی تنم را از من جدا کردن

آره. مادر و برادرش میدونستن.. بچه اوایل پیش اقوام همسر مرحومش بود. بعد بچه رو برد پیش مادر و خواهر خ ...

تو برای این دنیا زیادی مهربونی دختر

حس میکنم طرحواره داری ...

دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز