خاطرات گذشته ام اون حس های عمیق انگار دوباره سراغم اومده
از دیروز خاطرات داره سیلی میزنه رو صورتم داره یادآوریم میکنه اون همه
حس های خوب و عمیق رو اون حس های عاشقی رو اون حس لذت درکنار عشق بودن و خوش گذرانی در کنارش در مسافرت رو
انگار اون یکنفر بایدباش تا اونو به چشمش میبینم انگار همون عشقه که تو زندگیم نیس
چقدر حس قشنگی در کنار عشقت باشی
نمدونم خوشحال باشم یا گریه کنم
کاش حداقلش میشد منو و اون
اونو و اون باهم رفیقانه مسافرت میرفتیم
خیلی خوش میگذشت
عشقمم جلو چشممه اون حرفا و خاطرات و مسافرت و...