2777
2789
ن عزیزم این تلقین خودتونه . اون بچه تو شرایط مالی بد بزرگ میشد خوب بود؟

نه اصلا تلقین نیست

زنداداش من دوتا بچه داره ناخواسته باردار شد و سقطش کرد

بعد اون اگه بگم چه بر سر زندگیشون اومد غیر قابل باوره

،برادرم دو بار تا پای مرگ رفت و برگشت

زندگیشون به طلاق کشیده شد و یکسال جدا بودن و بعدش مجدد برگشتن به هم ولی زندگیشون جهنمه واقعیه به خدا ،یک روز آسایش ندارن و واقعا تو نون شبشون موندن

برادرم کسب و کار چندین سالش رو از دست داد ، بعدش مجبور شد بره شرکت و بعد از یک سال از شرکت اخراج شد ،یه کار دیگه تو یه شهری که دو ساعت فاصله داره پیدا کرد و بعد دو سه ماه اونجا هم تعطیل شد و مجبور شد بره یه شهر دیگه ای که سه چهار ساعت فاصله هست اونجا هم چند ماه بیشتر نموند چون حقوق کافی نمیدادن و بعد اون بازم رفته یه شهر دیگه برای کار

کسی که برای خودش خونه زندگی و شغل داشت به یکباره همه چی رو از دست داد و برای به دست آوردن یه لقمه بخور و نمیر آواره این شهر و اون شهره

الانم پسر بزرگش ۱۸ سالشه اونم درسش تموم شده به خاطر نداشتن پول دانشگاه نتونست بره و با باباش رفته سر کار بلکه بتونن پول بیشتری در بیارن

برادرزاده کوچیکم ۱۱ سالشه برای مدرسه رفتنش من و پدرم براش یه سری وسایل و لباس اینا گرفتیم تا این حد اوضاعشون بهم ریخته.

درسته خیلی ها سقط میکنن و ممکنه تو این دنیا زندگیشون تغییری نکنه ولی خب امثال برادر من هم زیادن که زندگیشون بعد از سقط عمدی دگرگون شده

ن عزیزم این تلقین خودتونه . اون بچه تو شرایط مالی بد بزرگ میشد خوب بود؟


من خودم یک سال بعد از ازدواجم ناخواسته باردار شدم و با اینکه عاشق بچه بودیم ولی گفتیم زوده و ناشکری کردم و تصمیم گرفتیم سقط کنیم ،رفتم دکتر که کمک کنه سقط کنم ،دکتر قبول کرد ولی قرار شد دو سه هفته اینا صبر کنم شاید خودش سقط بشه ،اگه نشه برم پیش دکتر دارو بگیرم برای سقط،

چند روز اول که گذشت پشیمون شدیم از سقط و تصمیم گرفتیم نگهش داریم و خوشحال بودیم از بارداریم ،ولی افتادم به لکه بینی و در آخر خودش سقط شد ،سال بعدش تحت نظر دکتر اقدام کردیم به بارداری ولی تو هشت هفته قلبش ایست کرد و سقط شد ، آواره راه تهران شدیم تا علت سقط ها رو پیدا کنیم ،بعد کلی آزمایش و کارای دیگه دکتر اجازه بارداری داد ، باردار شدم و با کلی دارو بارداریم رو رسوندم به ۲۷ هفته ولی بچه تو شکمم مرد و طی یه زایمان طبیعی وحشتناک مرده زایی کردم و باز هم آواره مطب دکترهای مختلف شدیم، بچه رو دادیم کالبد شکافی و خلاصه هزار تا دردسر دیگه و در آخر هیچ علتی براش پیدا نشد

باز هم باردار شدم و یه بارداری خیییییلی سختی رو پشت سر گذاشتم با کلی دارو ،چندبار تا پای از دست دادن جنین و ختم بارداری رفتم ولی خدا دلش به رحم اومد و بچم رو برام نگه داشت ، در آخر جفتم جدا شد و کم مونده بود باز هم بچه تو شکمم از بین بره ولی خدا بهمون رحم کرد که زود متوجه شدیم و بچه رو تو هشت ماهگی اورژانسی به دنیا آوردن و شد معجزه زندگیمون

بعضی ناشکری ها بدجوری یقه بعضی آدم ها رو میگیره از جمله من از جمله برادرم که بالاتر گفتم و هزاران نفر دیگه


همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

تلقین نیست وقتی دیدم یه ماه بعد کارمم از دست دادم و تا چند سال بعد هیچ کاری گیرم نیومد و بعدش مامانم ...

من باور میکنم حرف هاتو چون دقیقا زندگی برادر من بعد از سقط عمدی خانمش از هم پاشید و روز به روز دارن تو مشکلات بیشتری غرق تر میشن متاسفانه ، بالاتر یه گوشه هایی از زندگیشون رو گفتم ، خودمم سر ناشکری برای بارداری ناخواستم بعدش تا چندسال دربه در مطب دکترها بودم برای بچه دار شدن و با سختی خیییییلی زیاد خدا بهم بچه داد

امیدوارم خدا از سر تقصیرات من و شما و امثال ما بگذره و بیشتر از این تاوان کارمونو ندیم دیگه

نه اصلا تلقین نیست زنداداش من دوتا بچه داره ناخواسته باردار شد و سقطش کرد بعد اون اگه بگم چه بر سر ز ...

خیلی از مشکلاتشون رو نگفتم حالا ، نمونه های دیگش مشکل قلبی زنداداشم ،مشکل فشار بالا تو سن ۴۵ سالگی ، به یکباره بی حس شدن دست چپش که مشخص شد سه تا از مهره های گردنش باید جراحی بشه ولی متاسفانه دیگه پولی ندارن برای جراحی ، برادرم یهو دچار مشکل پوستی شد و بیماری پیسی گرفته و پوستش لکه های سفید افتاده و روز به روزم داره بیشتر میشه ، با چاقو دستش رو برید و عصبای انگشتاش قطع شد و دو تا از انگشتاش خمیده موندن و حسی ندارن

دیگه نمیدونم کدوم مشکلشون رو بگم چون بخوام بگم حالا حالاها باید بگم

تو رو خدا براشون دعا کنید بیشتر از این تقاص کارشون رو ندن

من باور میکنم حرف هاتو چون دقیقا زندگی برادر من بعد از سقط عمدی خانمش از هم پاشید و روز به روز دارن ...

آره واقعا خیلی التماس خدا رو کردم امیدوارم بخشیده باشه من اون موقع دلم برای اون خانم سوخت چقدر پیش من گریه کرد گفت مجبورم منم سر بی عقلی کمکش کردم چون کمکی از دستم بر بیاد و انجام ندم عذاب وجدان میگیرم نمیدونستم عاقبتش دامن خودمو میگیره بعضی وقتا میگم اون بچه اون دنیا جلومو میگیره و میگه به چه حقی کمک کردی مادرم جونمو بگیر و من جوابی براش ندارم

آره واقعا خیلی التماس خدا رو کردم امیدوارم بخشیده باشه من اون موقع دلم برای اون خانم سوخت چقدر پیش م ...

خدا توبه پذیر و ارحم الراحمینه انشاالله بخشیده عزیزم

قطعا میبینه که پشیمون هستید و نیتتون فقط کمک به اون خانم بوده ، هر چند وقت یکبار در حد توان یه کمکی کنید به بچه های بی پناه شیرخوارگاه انشاالله خدا به حرمت دل های پاک اون بچه ها از سر تقصیراتمون بگذره ،دلتون هم یکمی آرامش میگیره با اینکار

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108