بعد از یک سال و سه ماه دیشب جدا شدم از نامزدم صیغه بودیم،هرکاری میکردم اون حرف های زشتی که رو میگفت نگه بهم هی میگفت و تکرار میکرد،بهش،میگفتم سعید نگو بدم میاد خجالت نمیکشی اینارو بهم میگی،سرد جوابش رو میدادم توی پیام ها،حتی بهم زنگ میزد میگفت بهم بگو ارضام کن،هی میخواستم نامزدیم رو بهم بزنم یه چیزی مانع رفتنم میشد،حالم بد میشد گریه میکردم،با حرف هاش خرم میکرد،دوشب پیش اومد دنبالم رفتیم داروخونه
برای خودم یه ورق کپسول خریدم برای مامانمم داروش رو گرفتم نمیدونستم آخرین شبیه که ما باهم بیرونیم،دیروز استوری واتساپش رو دیدم زنگ زدم بهش،بهش گفتم این چیه گذاشتیش استوری گفت هیچی در اومد گفت برای مامان و بابام گذاشتمش دلتنگشونم،منم گفتمش خو بگو برای چی گذاشتیش گفت اذیتم نکن کاری نداری گوشی رو از روم قطع کرد،میشه برای ارامش قلبم برام دعا کنید؟؟؟؟
لطفاااااا نرهای هرزه و اشغال درخواست دوستی ندن🚫