2777
2789
عنوان

همینجوری

32 بازدید | 0 پست

بچه ها همینحوری میخوام یکی از داییام تعریف کنم که چقدر همه چیو فروخت و خورد

این بچه ته تغاری بوده مامان بزرگم و بابا بزرگم خیلی نازشو کشیده بودن و هرچی میگفته در ثانیه انجام میشه

تو زمان مجردیش بابا بزرگم براش خونه و ماشین خریده بود

چند تا خونه ام به نامش زده بود که همهههه خونه هارو فروخت رفت مسافرت با زنداییم

اصلا سرکار نمیرفت بابا بزرگم میگفت بیا کارگاه نمیرفت و میخوابید تا ۱۱ -۱۲ و تا ۴۵ سالگی تا حالا در کل ۳ ماه سر کار نرفته

خلاصه بعد ازدواجشم خیلی هرچی داشتم دوباره فروخت و خورد

سانتافه خریده بودن براش الان ماشین نداره

یدونه خونه مونده بود ک اونم فروختن پولشو یه بخشیشو بخورن یه بخشیشم خونه بخرن کوچیکتر

بچه ام دارن که چون بقیه خاله و داییام برا بچه هاشون تلاش کردن زندگی خوبی داشته باشن هنوزم بابا بزرگم بهشون پول میده ماهانه تا بچشون کمبود حس نکنه

بقیه همه بچه هاش دکتر مهندس شدن کار کردن تلاش کردن این یدونه قشنگ هر روز باعث اذیت بابا بزرگم میشه

میاین بگین به تو ربطی نداره پول بابابزرگته همینحوری تعریف کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108