من بیشتر زندگیم ادم تنهایی بودم از بچگی تنها بازی میکردم با خودم چون تک فرزند بودم و خونمون هم اپارتمانی بود کوچه نداشت همش تو اتاق با خودم بازی میکردم بزرگ شدم رفتم مدرسه بازم اونجا تنها بودم چند بار مدرسه عوض کردم برای همین دوستی تو مدرسه نداشتم چون مثلا شاگرد جدید بودم قشنگ یادمه این صحنه از دبیرستان که زنگ تفریح میرم تو حیاط و همه ی بچه ها دو تا یا سه تایی نشستن و من همینجور بی هدف میچرخم اخرم برمیگردم سر کلاس :(
الانم همینه همش تنهایی غذا میخورمبا خانوادم هم رابطه ی خوبی ندارم زیاد یعنی اخه سنشون به من نمیخوره که بخوایم رابطه ای داشته باشیم اصلا