از مهمانی دادن خسته شدم
خانواده شوهرم خیلی پر رفت و آمدن
شوهرم همش دوست داره مهمان دعوت کنیم
بخدا خودمون به سختی مواد غذایی می خریم
اون وقت باید همش درست کنم برای مهمان
از اونور از هرروز خونه سابیدن شستن تمیزکردن برای مهمان خسته شدم
کافیه بگم حوصله مهمان ندارم یا نه بیارم شوهرم بداخلاقی می کنه غر میزنه هر ماهی که میاد منو مجبور میکنه خانواده خودشو بگم و خانواده خودمو اگه در طول ماه
خونه پدر و مادرش میریم میگه حتما باید دعوتشون کنیم تا جبران بشه
اونا خودشونم توقعی ندارن ولی شوهرم دست بردار نیست بخدا خسته شدم موندم چکار کنم بااین مرد امسال دیگه خیلی بدتر شده از سالهی قبل بااین مهمانی دادناش بیچاره کرده منو 😣😣😣
هم گرونی هم ناتوانی من