با یکی چند سال ارتباط داشتم. اوایل آشنایی حرف از ازدواج میزد و شبیه عاشقا حرف میزد.اولش مقاومت میکردم. بعد که کم کم عاشقش شدم.اونم عوض شد و گفت من دنبال رابطه دوروزه ام. تا وقتی حالمون با هم خوبه با هم باشیم. منم گفتم نیستم اینجوری. اونم رفت .الان بعد پنج ماه برگشته میگه عاشقت شدم. دیدم بدون تو نمیتونم واقعا. انرژی مثبت بدین فقط.دعا کنید خوب پیش بره. خیلی خوشحالم.😁
کاش پیرتر بودیم، مثل ریشه ها یا خیلی جوانتر بودیم، مثل شاخه ها اینجا که ایستاده ایم فقط تبر میخورد.........یکی از مهمترین ویژگی های آدمای (* امن *) اینه که دیگران نسبت به کلام و عمل او ((* نگران * )) نیستند
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
منم با یکی آشنا شدم همین چرندیات رو میگفت یک دفعه گم شد بعداز6ماه برگشت منتها من دیگه بهش حسی نداشتم ...
ای بابا ...
حالا من همیشه بهش حس دارم .کم هم نمیشه 🤦ولی به دلایلی هیچوقت بهش نشون ندادم که منم ازش خوشم میاد. واسه همین همیشه گله میکرد ازم و ناراحت میشد. آخرش هم خسته شد .اونجوری گفت ...