منو آبجیم بچه ی طلاقیم وقتی من ۷سالم و آبجیم ۴سالش بودپدرمادرم ازهم جداشدن بعد نامادریم ک خیلی خیلی دوسش دارم واز اول مامان صداش کردم و واقعا حق مادری گردنم داره بعضی وقتا ب رومون میاره ک آره من مثل بچه ی خودم بزرگتون کردم وفلان کارهارو براتون کردم ی جورایی منت میزاره در حالی ک برای بچه های خودش جور دیگه ای مادری کرده و حق هم داره هیچ کس مثل بچه ی خود آدم ک نمیشه شما جای من بودین واکنشتون چی بود چیزی می گفتین یا سکوت میکردین؟؟
بیخیال . من مادر خودم رو سرم بوده هروقت اعصابش خورده میگ کاش چهارتا سگ هار ولگرد میاوردم حای شما بزرگ میکردم . خودم بچه م کوچولوه عصبیم میکنه کفر زمین و آسمونو میگم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا مادرا هم منت میزارنمادرا شاید تا حدی وظیفه داشته باشن ولی اون اصلا وظیفه نداشته و لطف کرده صددر ...
خب اگ دلش نمی خواست می رفت زن ی مرد مجرد میشد اون از اول شرایط بابامو میدونست و قبول کرد خداییش ماهم بچه های بسازی بودیم هرچی هم میگفت بی چون و چرا قبول میکردیم
بیخیال . من مادر خودم رو سرم بوده هروقت اعصابش خورده میگ کاش چهارتا سگ هار ولگرد میاوردم حای شما بزر ...
میدونی چون من از اول ب چشم مامان دیدمش انتظار ندارم واقعا سرم منت بزاره خب منم کلی کار کردم براش ک حتی بچه های خودشم نکردن وقتی داره منت میزاره یعنی شما ازمن نبودین و لطف کردم بهتون دیگ