بچه ها من با یک دختر دوران دبیرستانم دوست شدم چند سال پیشا دوست شدیم و تقریبا صمیمی شدیم و...
یکبار تو کلاس داشت میگفت وای هیچکس به من اهمیت نمیده و... منم گفتم من که این همه بهت پیام میدم گفت آره ولی من حوصلتو ندارم جوابتو نمیدم و خندید
ازون ماجرا چند سالی گذشت و مثلا باهم رفتیم تولد دوستامون اون منو ول میکرد به بقیه میچسبید یک مدت هم خیلی سرد بود و زنگ نزد و فلان و فقط وقتی حالش بد بود بهم پیام داد
بعد تولد من تبریک نگفت و شب اومد پیام داد گفت من امروز حالم بد بوده و فلان تولدت مبارک باشه
منم ناراحت نشدم گفتم خو حالش بد بوده دیگه درصورتی که میتونست همونو یک استوری بزاره چون من هرساله حتی وقتی بیمارستان بودم تولدشو استوری گذاشتم
بعد با یک دختره دوست شد هر روز استوری میزاشت رفیق من سنگ صبور غم هام و خوبه اومدی دوست من شدی و فلان بعد من تولدش استوری گذاشتم استوریای همرو اد زد نوشته بود مرسی قلبم و بوس وو..
بعد استوری منو حتی تو دایرکتم جواب نداد فقط اد زد نوشت تبریکاتون قشنگه🫠من مگه غریبم که اینطوری نوشت؟
بعد من دیدم اینطوریه گذاشتمش کنار و دیگه نرفتم سراغش خودش بعد چند ماااه اومد یه شب نصفه شب ی ریلز فرستاد آهنگ (الان توی پیامای قدیمی مونم چقدر من با تو صمیمی بودم چقدر من با تو تو حال خوشی بودم)
بعدم گفت من یک مدت حوصله کسی رو نداشتم که پیگیر تو نشدم و ببخشید و...
ولی الانم که دوباره آشتی کردیم انگار خودشو میگیزه بنظرتون من زیادی جوگیرم یا اون منو دوست ندارع؟ اینم بگم دختر خوبیه و خیلی دوسش دارم