من رفتم تراپیست کلی روم کار کرد تا فهمیدم من ناقص نیستم مشکل ازوناست یه پروسه طولانی بود.
بعد احساس شرم و نقصم رفت ولی استرس تو بدنم ذخیره شده سالها..
بدن هم خودش حافظه داره دیگه اضطراب ازون دوران ذخیره شده تو بدنم.. وقتی میرم تو جامعه بیینم کسی داره به نیت تمسخر نگاه میکنه بدنم حالت بقا میگیره
بازم باید برم تراپیست
تا الان حداقل نشخوار فکری دیگه ندارم..
مرسی از راهنمایی هات خیلی کمکم کرد