عروسیم که خواهر شوهرم حرصم رو درآورد بعد عروسی خیلی زیاد دلتنگم احساس پوچی میکنم اصلا افسرده شدم چهل روز از عروسیم میگذره اونقد واس عروسیم منتظر بودم که بعدش اصلا سست و بی حال و بی انگیزه شدم
خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها.... قدر لحظات رو بدانیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ببین عزیزم هیچکدوم از ما نمیتونیم کمکت کنیم مگر خودت بخوای با نشستن وفکر کرذن حالت خوب نمیشه باید بلندشی خودتو مشغول کارایی که دوست داری بکنی کترایی که همیشه فکمیکردی بیای خونت انجام میدی ارزوهات...
تا ی مدت هس باهات تا وقتی ک این حسو از خودت دور کنی تا خودت نخوای مدتش بیشتر میشه من اوایل خودم نخواستم همش همینطوری شاید بدتر طوری ک با هیچکس حرف نمیزدم ی یهو یکی بهم چیزی میگف میزدم زیر گریه همیشه تو تاریکی میشنستم وحتی دوس نداشتم همسرمو ببینم ولی ی مدت بعد سعی کردم اهنگ با صدای بلند میزاشتم شاد ولی همش احساس میکنم این حس شما دوری از خونتون و خونوادتونه