2777
2789
عنوان

خیانت جدایی

32 بازدید | 1 پست

تو پانزدع سالگی شوهر کردم تو بیست دو سالگی جدا شدم پانزدع سالگی یه ازدواج سنتی که به اصطلاح مردع منو تو خیابان دیده عاشق بیشه من شده بود البته فامیل دور مون بود پانزدع سال اختلاف سنی داشتیم خانواده غیرتین و نزاشتن با هم نامزدی حرف بزنیم شب عروسی به کنار حرف های مردم بعد شب عروسی کلا معلوم شد اخلاق خیلی بدی دارع بعدش شکاک خیلی در این حد گوشی یه طرفه بهم داده بود قفل فقط اون می توست زنگ بزنه خودش می رفت حموم گوشیو با کارت های بانکی کلید خونه می برد با خودش تو حموم موقع بیرون رفتن کلیدو می برد حق وارد شدن به بالکن خونه نداشتم بهم شکاک بود با هرکی از فامیل حرف می زدم دعوا شدید حتی خونه پدر مادرم نمی زاشت برم ارایشگاه هم نیم زاشت بعد معتاد بود این دو سال اخر شیشه می کشید در حدی هر هفت سال همش دعوا کتک نمی زد البته سیاست باز زبون باز بودن خیلی همه جا منو بد جلوه می داد خانوادم می گفت چرا نمی یایی می گفت خودش نمیاد مگه نهه هی در این حد زبون باز بود یه شب اومد انقدر کشیده بود کع خوابید یادش رفت گوشیو خاموش کنه که اومدم خاموشش کنم دیدم ای صفحع گوشیش رو پیاما های اون دختر بوده دختر دوست دختر قبلیش بود که شوهر داشت تازه تو پیاما معلوم شد یکی از بچه هاش از شوهر من بود انقدر حالم خراب بود دستام می لرزید رفتم بنزین اوردم اتیش بزنم خودشو خودمو حتی بنزینم ریختم رو خونه ولی دیدم حیفه خودم بمیرم کارو انجام ندادم رفتم خونه پدرم...... و بعدش طلاق

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز