داشتیم حرف میزدیم با پارتنرم گفت یه چیز یادم شد بهت بگم.
گفت ماه قبل که باهم قهر بودیم دوتا دختر داشتن رندوم شماره میگرفتن شماره من دراومده نزدیک یه ساعت باهم حرف زدیم چرت و پرت گفتیم فهمیدم کجا زندگی میکنن چه رشتهای میخونن و حتی درمورد سختیای زندگی حرف زدیم و اینارو با خنده تعریف میکرد
من همون لحظه هیچی نگفتم و قطع کردم ولی از دیروز تا همین الان دارم از گریه میمیرم تب دارم میلرزم انگار
تازه بهش گفتن میخوای برات زن بگیریم:(
انگار تمام دنیا روی قلبم سنگینی میکنه
شما بودین توی این موقعیت چه حالی بهتون دست میداد اسم این کارش چیه اصلا گیجم