شهر ما خیلی کوچیکه و اندازه یه روستاس و همه ادما با هم فامیلن،
با بیست سال سن امرور اولین بارمه که میخام برم دیت،،اول قرار بود که بریم کافه(چون شهرمون کوچیکه اگه بخوایم بریم کافه باید بریم مرکز استانمون تو شهر خودمون هی یدونه هست که اونم اصلا نمیشه رولی به مشکلی برا جفتمون پیش اومد مجبوریم که غروب در حد نیم ساعت تو ماشین همو ببینیم،،،خیلی استرس دارم اصلا نمیدونم چیکار کنم چی بگم چجوری رفتار کنم،راهنمایی اگه هست بگید،اها و اینکه ماشین هم تو یه خیابون به نسبت شلوغه و اصلا جای خلوتی نیست،،،خیلی استرس دارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.