معلم زبانم یه مدت همش بهم نگاه میکرد فقطم من
کل کارامو زیر نظر داشت یه سره هم از معایت مصرف 🌹 میگفت
بعد چند روز یکی دیگه رو جا خودش فرستاد اونم همش نگام میکرد تو کلاس
بعدش منشی هم همینطور اصلا همشووووننن یه جور عجیبی زل میزدن بهم
اخرش اون خانمی که جا خودش فرستاده بود یه روز اومد گفتش که این معلم زبانت شک کرده بهت که 🌹 مصرف میکنی 😐😐
میخواسته زنگ بزنه خانوادت ما به زور جلوشو گرفتیم
حالا من تو عمرم نه نزدیک این چیزا شدم نه هیچییییی🫡
کلا شک داره بهم نمیدونم چرا
حالا قیافمم اصلا غلط انداز نیست خیلیم اروم و ساکتم