کاش دلتنگی مثل یه مریضی بود میرفتی پیش دکتر میگفتی دکتر جان قلبم درد میکنه،سینم میسوزه کمی که نه خیلی دلتنگم،شبا از فکر خوابم نمیبره دائما دلشوره دارم دکتر هم برات قرص و شربت مینوشت دو روز میخوردی و سر سه روز خوب میشدی و انگار نه انگار که مریض بودی:))