2777
عنوان

پارت 46رمان 🥀

42 بازدید | 0 پست

پارت 46


نشستیم تو ماشین

بغضم گرفته بود تنم یخ کرده بود : سارا کاش نیومده بودیم عجب غلطی کردم / سارا همان طور داشت رانندگی میکرد دستمو گرفت و گفت : بهار اینقدر نترس محکم باش تو کار خلافی نکردی / سرم گیج میرفت و سرمو به شیشه تکیه دادم

سارا گفت : بهار یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ / بی حوصله گفتم : نه / بهار تو حامله نیستی؟ / با این حرف سارا مو به تنم سیخ شد!

خودم حدس زده بودم اما نمیخواستم باور کنم!

از سارا خجالت میکشیدم آروم گفتم : نه.. نه فقط این روزا یکم مسموم شدم / سارا دیگه هیچی نگفت منم از استرس و ترس بدنم بي حال شده بود


رسیدیم خونه پیاده شدیم

تو پارکینگ ماشین سپهر رو دیدم

با گریه گفتم : سارا ماشینش اومده من نمیام داخل / بیا بریم داخل بهار نترس من همراتم/ سارا دستمو گرفت و باهم رفتیم داخل


درو که باز کردیم دیدیم سپهر رو مبل نشسته و جلوش جا سیگاری بود آروم سلام کردم که با چشمای قرمز نگام کرد

سرمو انداختم پایین و با دسته کیفم بازی میکردم

که سارا گفت : بیا برو لباساتو عوض کن حالت خوب نیست عزیزم / خواستم از جلوشون رد شم برم سمت اتاق که سپهر پا شد اومد رو به روم


سرمو انداختم پایین که گفت : رفتی سراغ اون اشغالا؟ / هیچی نگفتم و از حرص دندونامو فشار دادم

دوباره گفت : منو نگاه کن، گفتم رفتی سراغ خانوادت؟ /جرعت نکردم سرمو بالا بگیرم که گفت : مگه نشنیدی گفتم منو نگاه کن / یکم سرمو بالا گرفتم و چشم دوختم به یقه پیراهنش

اره اینحوری بهتر بود نمیتونستم تو چشماش نگاه کنم

آروم گفتم : رفتیم با سارا قدم بزنیم حالم خوب نبود / سارا گفت : آره سپهر، بهار حالش خوب نبود رفتیم هوا خوری / سپهر با تندی گفت : با اجازه کی رفتی هوا خوری / هوا خوری رو با لحن مسخره ای گفت

سرم داشت گیج میرفت

حالم خوب نبود تنم بی حال بود

اینم واستاده بود جلوم باز خواست میکرد

سپهر دوباره گفت : یکبار دیگه بری سراغ اون اشغالا من میفهمم و تو / صبرم به آخر رسیده بود زل زدم تو چشاش و با صدای لرزون گفتم : اشغال تویی اشغال تویی کثافت/ دستشو برد بالا و محکم زد زیر گوشم که پرت شدم رو زمین

صدای جیغ من و صدای سارا باهم اومد

سارا دوید طرفم و گفت : سپهر این چه کاری بوددددد/ سپهر : تو دخالت نکن که هرچی میکشم از تو میکشم الانم با روی خوش پاشو برو بیرون / برم که بزنی بکشیش؟ / برو بیرون سارا اعصاب ندارم / از دماغم خون میومد من و سارا جفتمون گریه میکردیم

سپهر خم شد طرفم و مچ دستم رو گرفت و کشید و بلندم کرد بدنم بي حال بود

سپهر : کاریش ندارم تو برو / من بهار رو تنها نمیزارم بهارم با من میاد/ سپهر با اون چشمای قرمزش گفت : با روی خوش میگم برو کاریش ندارم / هق هق گریه ام بند نمیومد خم شدم دستشو محکم گاز گرفتم که دستمو ول کرد منم از فرصت استفاده کردم و دویدم سمت اتاق اونم دنبالم دوید پاشو گذاشت لای در

ماما کوچولو 👶🏻 💕، اینکه رمانی که مینویسم اسیده به روم نیارین دلم اون شبا و اون رمانای سم قدیم رو میخواد🦦🦦 rooomanbahar (دقیق همین رو کپی کن و اولش اینو /t.me با اینو ://https بزارید 🦦💕 خببب اینم بگم سم ترین سایتی که میتونید پيدا کنيد اینجاست هرکی پشت اکانت لم داده و فاز برداشته تا بگی پسره از من خوشش اومده داره واسم جون میده میگن عاشقت نیست ولش کن داره باهات بازی میکنه تا بگی شوهرم با گوشی رفت گلاب به روتون تو دست شویی میگن داره خیانت میکنه مطمعن باش بچه نداری جدا شو. بگی دارم درس میخونم میگن با درس به هیچی نمیرسی کی با درس به جایی رسیده برو هنری پيدا کن ادامش بده، بگی دارم کلاس نقاشی طراحی میرم میگن پول توش نیست همه بیکارن برو یه کار دیگه بکن. بگی 22 سالمه عاشق شدم میگن سنت کمه هورمونات ریخته بهم نه داداش باید عشق رو تو 40 سالگی تجربه کنی 💩 بگی دلم میخواد ازدواج کنم میگن نه ازدواج خوب نیست تا 50 سالگی مجرد بمون با عرض احترام شاید کسی دلش ازدواج و خانواده بخواد باید تا 50 سالگی صبر کنه؟ 🦦 بگی جدا شدم میگن آفرین بهترین کار کردی بعد از اونور به خانم های مطلقه چقد حسادت میکنن و توهین میکنن 🚶 هیچ وقت خوشم نمیومد از کلمه نر استفاده کنم اما متاسفانه نر های اینجا دیگه کلا تعطیلن سگ بهشون پا نمیده میان اینجا لا به لای سایت زنونه هر نری درخواست دوستی بده به معنی اینه ننش خرابه) شاهکاره این سایت 90 درصد آدمای اینجا با آدمای تحصیل کرده که خصومت شخصی دارین 🦦 با کادر درمانم که کلا خصومت دارین🦥 فقط شماها خوبید تمام. ( ماما هم نیستم در آرزوی مامایی به سر میبرم که امسال میرسم بهش).

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز