در عاشقی، تحـمّلِ هجران به من رسید
سرگشتگی به کوه و بیابان به من رسید
کشتیِ دل، به نیل و فراتم به گِل نشست
از دوریات، دو دیدۀ گریان به من رسید
هر روز شعـلههای فـراقِ تو گُر گرفت
قـلبِ کباب و سیـنۀ سوزان به من رسید
دندان گرفـتهام جـگـرم را که خون شده
دردی که ره نداشت به درمان، به من رسید
#مهدی_موعود