یه شبم که داشتم برای شوهرم دیگ غذاشو🍜 برای سرکارش آماده میکردم شیطونیم گرفت گفتم یه یادداشتی📄 هم براش بنویسم رو کاغذ نوشتم
عزیز دلم خداقوت خسته نباشی...نوش جونت گوشت بشه به تنت... خیلی دوست دارم عاشقتم.😍. یه لبم با لب رژی خودم حک کردم.💋.بعدم چسبوندمش به سر قابلمش🙈
حالا فرداش ک رفته بوده سرکار دوستش که میخواسته غذای خودشوگرم کنه غذای شوهر منم برده گرم کنه سر قابلمه رو که باز کرده یادداشته رو دیده 🙊 ( حالا خوبه چیزای دیگه ننوشته بودم💑💏)
😂ناهار رو که داده به شوهرم هی لحنشو عوض میکرده میگفته خسته نباشییییییی ...بخور بخور نوششششش جونت... گوششششششت بشه به تنت خداااااا قوت
کلی هم بهش خندیده😂
شوهرم بنده خدا معذب شده بوده شب که اومد خونه گفت دیگه ازین یادداشتا نزار آبروم پیش دوستام رفت 😁😁😂😍