از همان ابتدا زمانی که چشم باز کردی مردی برای وجودت ؛نفس کشیدنت؛رفاه و آسایشت زحمت کشیده است.
مردی که با به دنیا آمدن تو لقب پدر را گرفت. مسءولیتی سخت در دست دارد؛مسءولیتی که هیچگاه تمام نمیشود و نباید از آن کناره بگیرد و باید برای زندگی تو بجنگد و بشکند و حرفی نزند.
پدر یعنی همان مردی که کهنه را پوشید تا ذوق لباس نو بر دلت نماند؛یعنی همان مردی که اولین بار دست بر کمرت گذاشت و راه رفتن را به تو آموخت.همان مردی که بارها شکست ولی حرفی نزد. وقتی دلت میگرفت سر در آغوشش می سپردی و تپش قلبش تو را آرام و قلب او را ناراحت میکرد.
پدر یعنی عاشقانه های پدر و دختری؛معجون جالبی است عشق میان پدر و دختری ؛ عشقی ک هیچگاه تمام نمی شود؛هر روز بیشتر درقلبت جاری میشود. آرام به سمت پدرم میرون و بوسه ای بردستان پر مهرش می زنم و به او می گویم عاشقانه دوستت دارم و هر کاری برای جبران زحماتش بکنم میان این همه رنج و زحمت که برای بزرگ شدن من کشیده است هیچ است
تقدیم به تمام پدران ایرانی و همچنین پدران اسیر خاک
#فاطمه