2777
2789
عنوان

ازدواج فامیلی

545 بازدید | 61 پست

دوستان این موضوع راجب ماه پیش پسر عمه منه، چون با من دوسته از من مشورت خواسته منم گفتم از شما بپرسم راهنماییش کنم
قبلا هم پرسیدم کسی جواب درستی نداد که راهنماییش کنم این بنده خدا هم همش فکرش درگیر شده از کار و زندگی تقریبا افتاده


پسر عمه من 23 سالشه و دختر دایی 18 سال تقریبا، این پسر وقتی سنش کمتر بوده شماره این دختر دایی رو توی یه مهمونی خانوادگی میگیره به بهانه ای ولی هیچوقت بهش پیام نداده تو این چندسال، رفتاروامدی هم با هم نداشتن، چون در دوشهر متفاوت زندگی میکنن، عید دیدنی هم خونه همدیگه نمیرفتن و قطع ارتباط بوده کلا سه چهارسالی، درکل ولی پسره منتظر بوده سن دختره برسه به یه حدی بعد بهش بگه

خلاصه میترسیده بره مستقیم ابراز علاقه کنه با یک اکانت ناشناس میره به این دختر دایی میگه ازت خوشم اومده و نمیگه که کی هستش یخورده قضیه رو میپچونه چندروزی با هم چت میکنن میپرسه که دختره میگه مطئنم فامیل هستی و اینم میگه با ازدواج فامیلی و اینا اوکیی اینم گفته بدم نمیاد، خودشو معرفی کرده اونم گفته دروغ میگی و عکس خواسته اینم نفرستاده و اونم بلاک کرده و تمام شده ماجرا

بعد رفته با اکانت خودش بعد یه هفته پیام داد و سلام و احوال بپرسی دختردایی هم یخورده عصبانی بوده سنگین صحبت کرده این ترسیده ادامه نداده، بعدش هی استوری میذاشته ولی دختره میومده میدیده تو این مدت ولی، بازم یه مدت دو سه ماهی گذشته نشسته فکراشو کرده و تصمیم قطعی رو گرفته دوباره رفته پیام داده با اکانت خودش و ابراز علاقه کرده، این دختره هم تا تونسته هرچی از دهنش اومده بهش گفته و گفته نمیشناسمت دیگه و علاقه ای بهت ندارم و برام مهم نیستی، تو اونی که من میخوام نیستی، بلاک هم هم نکردم بخاطر همون یه ذره احترامیه که برات قائلم اینم عذرخواهی کرده همش و گفته ببخشید که مستقیم نگفتم بهت و اینا ادم بدی نیستم، فکر کرده که بخاطر همین موضوع ناراحت شده و خواسته از دلش دربیاره، خلاصه اصرار کرده یکبار قراربزاریم همدیگه رو ببینیم من راجب خودم بهت توضیح بدم اشتباه قضاوت کردی اینا، حتی ما چندسال همو ندیدیم،انتظار ندارم از من خوشت بیاد، فکر کن اصلا غریبه ایم و میخواییم اشنا شیم، زنگ زده جواب نداده به گوشیش پیام داده گفته لطفا جواب بده اصلا اگه نخواستی دیگه ادامه نمیدیم، دختره بعد از چندساعت جواب داده که تو میدونی که من با غریبه نمیتونم کنار بیام و اینکه میدونم اینم گفته چیو میدونه گفته میدونم که به درد هم نمیخوریم، اینم گفته یه فرصت به جفتمون بده لطفا قصد بدی ندارم، گفته میرم به بابام میگم من هیچو ازش پنهون نمیکنم، اونم گفته اگه دوست داری خب برو بگو اشکالی نداره، گفته دوست ندارم، فقط میرم بگم که ادعای عاشقی کردی، بعد یه شماره فرستاده گفته اینم تویی که مزاحم میشی، گفته نه لطفا همه رو از چشم من نبین و اینکه حالا که واقعا علاقه حتی به اشنایی نداری خب باشه مزاحمت نمیشم اونم گفته به چشم بدی ندیدم فقط سوال پرسیدم، نه تو به درد من میخوری نه من به دردتو و بهتره دیگه پیام ندی چون به بابام میگم کدورت پیش میاد، چون من از بابام چیزی رو پنهان نمیکنم و خداحافظ، این باز نشسته فکر کرده رفته فرداش پیام داده گفته ناراحتم که راجبم اشتباه برداشت کردی من نیت بدی نداشتم گفتم که اول اشنا بشیم بعد به بزرگترهامون هم میگفتیم و قصد بدی هم نداشتم مجددا عذرخواهی کرده و گفته امیدوارم یک روزی منو ببخشی، دختره پیامو خونده و به پدرش گفته خلاصه پدره زنگ زده که با پدر یا مادر این پسر صحبت کنه ولی شانس این گوشی رو ورداشته اونا نبودن اینم گفته تو بزرگتر نداری که بیاد بگه که اومدی مزاحم دختر من شدی دور دختر منو خط بکش، اینم گفته مزاحم نشدم و قصد بدی نداشتم،فقط خواستم نظر خودشو اول بدونم بعد به بزرگترها با هم بگیم، پدره هم گفته بین خودمون بمونه ولی دوردختر منو خط بکش

الان این پسر باید چیکار کنه

چطوری باید توضیح بده که ادم بدی نیست

من کامل میشناسمش حتی تاحالا یه دوست دخترم نداشته خیلی ادم پاکیه

ولی نمیدونم چطوری باید راهنماییش کنم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792