افسانه باکره گی
این روزها و برای معدودی از زنان جوان امروز ایران نوشتن از مفهوم بکارت ، ظاهرا معنای چندانی ندارد. برخی از زنان جوان ایرانی که دهه بیست زندگی را میگذرانند شاید اگر به داستانهای ما دهه سی به بالا گوش بدهند به حالمان افسوس بخورند و یا حتی ریشخندی بزنند که این چیزها دیگر از مد افتاده و کاملا عادی به نظر میرسد. به واسطه اینترنت و شبکه های متعدد مجازی و دسترسی نسبی به اطلاعات در سراسر دنیا نسل امروز زنان تحصیلکرده، شاید اطلاعات خیلی بیشتری نسبت به بدن خود و نیاز جنسی داشته باشند. شاید پرده بکارت و باکرگی در میان درصدی از جوانان قشر متوسط به بالای جامعه و خانواده هایشان دیگر تابو نباشد. اما هنوز هستند زنان بسیاری که با این مفاهیم دست و پنجه نرم میکنند و هنوز عرف رایج و فرهنگ مسلط، بکارت را مهم میداند و صحبت از آن تابو است. این را آمار بالای عمل ترمیم بکارت و نیز آزمایش تشخیص بکارت نشان میدهد. اطلاعات و افسانه های غلط درباره بکارت در طول تاریخ ظلم های بسیاری به زنان کرده و هنوز در نقاط مختلف جهان میکند.
بکارت در بیشتر فرهنگهای سنتی مانند فرهنگ رایج ایران و در گذشته نه چندان دورِ کشورهای توسعه یافته، به معنای پاکی و نجابت زن به کار میرود و نداشتنش مساوی با ناپاکی زن. و در واقع نشان از این دارد که آیا یک زن پیش از ازدواج با فرد یا افراد دیگری رابطه جنسی داشته است یا نه؟ چنین باوری هرگز برای مردان وجود نداشته و مردان در برقراری رابطه جنسی با هر تعداد افراد٬ پیش و پس از ازدواج آزادی کامل داشته اند. با اینکه روز به روز بر تعداد مردانی افزوده میشود که این باور سنتی نادرست را کنار گذاشته و برایشان باکره بودن یا نبودن همسرشان اهمیتی ندارد و داشتن رابطه های جنسی پیش از ازدواج را همانقدر که حق خود میدانند برای زنان نیز میدانند، اما تعداد این مردان بسیار کمتر از مردانی است که هنوز مفهوم بکارت برایشان اهمیت دارد و حتی اگر خودشان پیش از ازدواج روابط متعدد جنسی داشته باشند اما حاضر نیستند با زنی ازدواج کنند که تجربه رابطه جنسی داشته است. این نوع تفکر سنتی که برپایه باورهای غلط مردسالارانه وضد زن است، باعث شده که بسیاری از زنان یا نیازهای جنسی خود را سرکوب نمایند یا از راههایی دیگر به تجربه های جنسی بپردازند و یا در نهایت پیش از ازدواج زیر تیغ جراحی برای ترمیم آن بروند.
افسانه های متعددی درباره این غشای باقیمانده از دوران جنینی در طی قرنها ساخته و دست به دست شده و تا هنوز در میان فرهنگ های سنتی و مذهبی وجود دارد که باعث محدود کردن زنان، و وارد آمدن آسیبهای روانی و جسمانی بر آنان شده است. در کشورهای توسعه یافته با انقلاب جنسی در دهه ۷۰ میلادی ( کمتر از نیم قرن پیش) اهمیت پرده بکارت و مفهوم باکرگی کم کم از بین رفت و با آموزش هایی که از دوران کودکی نسبت به بدن خود ، بدن جنس مخالف، روابط جنسی و …داده می شود، این مفهوم بیشتر از پیش جایگاه سنتی و مقدس خود را از دست داده است. اما در همین کشورها در میان زنانی با پیشینه های فرهنگی، مذهبی، سنتی و ملیتهای دیگراین موضوع هنوز دردسر ساز است و در بسیاری از این جوامع نیز تست بکارت و ترمیم بکارت افزایش یافته است. زنان بسیاری جان خود را برای این باور های نادرست از دست داده اند، زنان بسیاری نقص عضو شده اند، از خانواده طرد و یا متهم به ناپاکی شده اند.
در واقع بکارت و پرده بکارت هر دو نه بر اساس تعاریف علمی که مفاهیمی ساخته نظام مردسالارند که در طول تاریخ تنها به قصد کنترل، محدود کردن و سرکوب تمایلات جنسی زنان ، ساخته و مهم جلوه داده شده اند. حتی اصطلاحاتی که برای پرده بکارت به کارمیرود در همین راستاست، ” پرده اش را از دست داد” ، ” باکره گی اش را به او تقدیم کرد” ” پرده اش را زد”. تمام این جمله ها نشان از اهمیت پرده بکارت در فرهنگ های مختلف دارد که یک زن یا آن را با شرمساری از دست میدهد، یا به صورت هدیه به دیگری تقدیم میکند و یا مرد بسان یک فاتح آن را فتح کرده است!
هرچند سازمان های حقوق بشری جهانی، حقوق زنان، و کشورهای توسعه یافته با تکیه بر علم خط بطلانی به تمام این باورهای غلط کشیده اند اما هنوز راه زیادی مانده تا ریشه کن شدن این باور مسموم.
یکی از دلایل پابرجا بودن چنین باورهای غلطی در جوامع سنتی و نیمه سنتی مثل جامعه ایران٬ نبود آموزش و اطلاعات درست از فیزیولوژی بدن و حقوق جنسی افراد است . عدم آموزش صحیح درباره مفهوم جنس و جنسیت، بدن، نیاز، تمایلات و روابط جنسی در مدارس و دانشگاهها باعث میشود که افراد به هر اطلاعاتی درست یا نادرست دست آویز شوند