بچمو کلا انداختم نمی تونم بهش برسم سه ماهشه اولی یسال و شش ماهشه همش دنبال اونم بیچاره دلم برا دومی میسوزه با در و دیوار میخنده تازه با مادرشوهرم زندگی میکنم که فقط میشینه تلوزیون میبینه و منو زیر نظر داره چیزی نخورم کارای خونه و بچه همه با منه شوهرمم هرشب و هرروز با دوستاش سفر مجردی و عشق و حال
من خودم خانواده ندارم یتیمم