2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ینی اردیبهشت و تیر منظورته؟

بله ۲ سال و هر سال ۲ تا

بار اول اردیبهشت نبود اون زمان دی ماه و تیر بود

بار دوم اردیبهشت و تیر بود

«دندان به جگر بگذار یک گام دگر باقیست / این ظرف هلاهل را یک جام دگر باقیست»

سال دوم رفتی ؟ چی قبول شدی

سال دوم در حد پیرا ( مامایی اینا ) قبول میشدم (من سال اول با امادگی نرفتم به خاطر یسری مشکلات انگار کلا فقط تو سال دوم خونده بودم و آمادگی داشتم) بعد مهاجرت کردم رفتم دانشگاه اما الان دوباره میخوام کنکور بدم البته برا ۴۰۶ نه امسال

«دندان به جگر بگذار یک گام دگر باقیست / این ظرف هلاهل را یک جام دگر باقیست»

چرا دوباره میخوای کنکور بدی ؟میشه لطفاً بگی؟

چون من میتونستم قبول شم ولی تلاش نکردم (همه دبیرام و مشاورام انتظار رتبه ۳ رقمی ازم داشتن)

من سال دوم هم تمام تلاشمو نکردم ، دوس ندارم حسرت بمونه تو دلم که میشد ولی انجام ندادم

میخوای کنکور بدی؟

«دندان به جگر بگذار یک گام دگر باقیست / این ظرف هلاهل را یک جام دگر باقیست»

چون من میتونستم قبول شم ولی تلاش نکردم (همه دبیرام و مشاورام انتظار رتبه ۳ رقمی ازم داشتن) من سال دو ...

مطمئنم خانوادم نمیذارند بمونم

باید برم مثلاً یه پیراپزشکی ازاد امسال بخونم بعد بدون اینکه بدونن انصراف بدم و بخونم


مطمئنم خانوادم نمیذارند بمونم باید برم مثلاً یه پیراپزشکی ازاد امسال بخونم بعد بدون اینکه بدونن انصر ...

شاید بتونی راضی شون کنی

خانواده ادم وقتی ببینه که طرف هدفشو دوس داره باهاش همراهی می کنن

«دندان به جگر بگذار یک گام دگر باقیست / این ظرف هلاهل را یک جام دگر باقیست»

اره یکم میترسم چون خیلی خسته شدم

من سال دوم که خواستم پشت بمونم تا شهریور درس خوندم ( کلا ۱ سال پشت موندم) مثه تو بودم خسته خسته به هر جا نگاه می کردم می دیدم ادما به هدفاشون رسیدن من عقب موندم ، با یه نفذی دوس بودم که ۵ سال از خودم بزرگتر بود وقتی اقدام کردم به مهاجرت همون سال اون تصمیم گرفت تو ۲۵ سالگی کنکور بده من تنها فرد از دوستاش بودم که اطلاع داشتم اونم پیرا میخوند و رشتش جز پیراهای سخت بود از اوتا که فرصت نداری سر بخارونی چه برسه به کنکور خوندن من وقتی رفتم اونجا اون قبول شد رشته تاپ هر دو باهم رفتیم دانسگاه فقط من اونور بودم اون اینور هر دو رشته تاپ میخوندیم. وقتی برا استراحت بین ۲ ترم برگشتم ایران باهاش تلفنی حرف زدم بهم گف تو میتونی قبول شی شانسشو داری یه بار فقط یه بار تلاش کن گفتم مطمئنی گف تو تلاش کن جشن قبولیت با من . منم ناخواسته قبول کردم

گاهی وقتا باید واقعا بجنگی

«دندان به جگر بگذار یک گام دگر باقیست / این ظرف هلاهل را یک جام دگر باقیست»

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز