2777
2789
عنوان

یادگارت

89 بازدید | 2 پست

محمد...میخوام حالا خاطره اولین باری که فهمیدم اسمت چیه و بهت آش دادم رو جاودانه کنم 🩶🥺


میدونی؟ من قبل از اینکه حتی اسمت رو بدونم، عاشقت شده بودم.


همون روزایی که رو اون راهپلهها میدیدمت... با همون حرکت قشنگی که هنوزم دلم نمیخواد برای کسی تعریفش کنم. همون یه لحظه باعث شد تو برام مقدسترین آدم دنیا بشی.


از همون موقع دلم پیشت جا موند...


فقط یه مشکل بود...


اسمتم نمیدونستم.


فقط میگفتم داداشِ ... .


تا اینکه یه روز محرم، تو کوچه داشتیم آش رشته نذری پخش میکردیم.


یهو با مامانت اومدی...


تا چشمم بهت افتاد، دلم ریخت.


انقدر ذوق کرده بودم که فقط دلم میخواست یه کاسه آش رو خودم دستت بدم.


دیدم رو سینی نیست...


بدو بدو رفتم داخل که برات بکشم.


به خواهرت گفتم: «به مامانت بگو یکم صبر کنن، یه کاسه هم براشون میارم.»


ولی تا برگشتم...


رفته بودین.


خواهرتو صدا زدم که حداقل آش رو به اون بدم.


همون موقع صدات زد...


«محمد...»


نمیدونی اون یه کلمه با من چی کار کرد.


همونجا فهمیدم اسم پسری که دلمو بیاجازه برده، محمده...


از اون سال، تا پنج سال بعد...


هر محرم سهم آش تو رو خودم کنار میذاشتم.


با عشق...


با ذوق...


شاید هیچوقت نفهمیدی.


امسال اما...


اولین سالی بود که دیگه مال هم نبودیم.


بازم سهمت رو کنار گذاشتم.


بازم دلم میخواست برسه دستت.


ولی فهمیدیم خودتونم آش داشتین و امسال، برعکس همیشه، سهمی برای ما نیاوردین.


مامانم گفت:

«پس دیگه ما هم نبریم.»


حرف یه کاسه آش نبود، محمد...


اون لحظه حس کردم دیگه حتی دلت هم سمت من نیست.


با این حال...


بازم با عشق تزیینش کردم.


برای کسی که هیچوقت دیگه قرار نبود دستش بهش برسه.


عجیبه نه؟


اولین باری که اسمت رو فهمیدم، کنار یه کاسه آش بود...


آخرین باری هم که سهمت رو کنار گذاشتم، باز کنار همون آش بود.


اون، شروع عاشقیم بود...


این، آخرین دلشکستگیم...

تنها بازمانده عشقی دو طرفه 💔 :) مخاطب تمام تاپیک ها یک نفرهست که بعدا ها خواهد خوند اگه دوست داشتی و خوندی برای اون ادم و من کامنت بذار

باهم بودید؟

بله ولی نه شبیه پسر دخترای ابن دوره زمون

عشق ما خیلی پاک

دو طرفه

سالها پنهون و پر از انتظار

و بلاخره ب وصال و خواستگاری کشید

ولی خب ....

تهش سرنوشت مارو از هم جدا کرد

تنها بازمانده عشقی دو طرفه 💔 :) مخاطب تمام تاپیک ها یک نفرهست که بعدا ها خواهد خوند اگه دوست داشتی و خوندی برای اون ادم و من کامنت بذار

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108