صدای اذون میاد محمد 🥺
یادمه یه روز دقیقا موقع اذون
برام این پیامو فرستادی
«بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم
مبادا خسته شوی
و بیمِ آن دارم که سکوت کنم
مبادا گمان کنی که دیگر برای
قلبم مهم نیستی!»
محمددد😭 قربون دلت برم
تو ک گفتی دلم نمیاد دلتو رو ناراحت کنم
به حق همین اذانم دلم تیکه تیکه شده بعد رفتنت 💔
ای کاش ای کاش ای کاش اخرش اینجوری نمیشد
ای کاش می موندی و می موندم
و این عشق جان میگرفت