عزیزقلبم نیستی و جات تو تک تک لحظه هام خالیه دلتنگی امونمو بریده دیشب خوابتو دیدم بازم همون پیرهن راه راه قهوه ای که خیلی بهت میومد تنت بود تو همون ماشین ۴۰۵ خاکستری که فقط چون تو ازون مدل ماشینا سوار میشدی برام خیلی خاص بود
هرجا ازون ماشینا میبینم بی اختیار میخندم
دویدم و بغلت کردم و بخودم فشارت دادم همونقدر گنده بودی که تو بغلم جا نمیشدی که دستام بهم نمیرسید عین همیشه اخه من قربون قد و بالات برم
داشتم زنده میشدم از عطر تنت که بیدار شدم😭اخ که دیدم بازم خاب بود برای هزارمین بار فرو ریختم😭ولی عطرت جدی جدی هنوز هم تو دماغم بود شاید روحتو بغل کرده بودم نمیدونم😭😭فقط دلتنگ تر شدم😭یادته میگفتم جون من فلان کارو کن ن نمیگفتی حالا جون من منو ببر پیش خودت
من جز تو هیچی نمیخام دارو ندارم😭😭😭😭😭