2777
2789
عنوان

مشاوره میدم

| مشاهده متن کامل بحث + 129 بازدید | 27 پست
فقط میخام خانوما برای حال دل خاهرم دعاکنید زندگیش تو بدترین شرایطه براش دعاکنید باردارم هس🥺

امیدوارم حالشون خوب بشه و مشکلاتشون هرچه زودتر حل شه

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

دوستان عزیزم امروز از صبح وضعیت اینترنت بد بوده و کلاً آنتن میپریداگر یه مدت جواب ندادم بی ادبی تلقی ...

سلام عزیزم

من تو زندگیم مدام از این شاخه به اون شاخه می پرم و هیچ وقت یه کاری رو تا آخر انجام نمیدم

روزای اولی که یه کاری رو شرع می کنم انگیزه خیییلی زیادی دارم طوری که رویاپردازی می کنم در مورد آینده ولی بعد از یه مدت سریع انگیزه ام افت می کنه و علاقه ای هم ندارم.

خیلی اذیت میشم چون احساس می کنم نمیدونم واقعا چی میخوام.اطرافیانم هم دیگه خیلی باورم ندارن و وقتی در مورد شروع یه کار جدید صحبت می کنم خیلی جدی نمی گیرند چون می دونند که قراره دوباره ولش کنم.

به نظر شما علتش چیه؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من موقعیت ازدواج رو دارم اما نمی تونم مرد موردنظرمو جذب کنم تو اجتماع هستم

از روی این جمله نمیشه فهمید علت دقیق چیه. اینکه «مرد موردنظرت رو جذب نمیکنی» میتونه به عوامل مختلفی مربوط باشه و قبل از هر تحلیلی باید چند تا سؤال روشن بشه.

۱. منظورت از «مرد موردنظر» دقیقاً چیه؟ یعنی کسی که خودت ازش خوشت میاد معمولاً بهت علاقه نشون نمیده، یا اینکه خواستگار داری ولی کسی که مدنظرت باشه پیدا نمیشه؟

۲. چند سالته و تا حالا تجربه رابطه عاطفی یا خواستگاری جدی داشتی؟

۳. وقتی با مردها صحبت میکنی، معمولاً راحت ارتباط میگیری یا اضطراب، خجالت یا ترس از رد شدن داری؟

۴. معیارهایی که برای همسر آیندهات داری چی هستن؟ به نظرت این معیارها واقعبینانه هستن یا باعث شده دایره انتخابت خیلی محدود بشه؟

۵. اطرافیانت درباره نحوه ارتباط برقرار کردنت چه بازخوردی بهت دادن؟ مثلاً گفتن سرد به نظر میرسی، خیلی محتاطی، یا برعکس؟

۶. وقتی میگی «تو اجتماع هستم»، منظورت اینه که محیطهای کاری، دانشگاه یا جمعهای اجتماعی زیادی رفتوآمد داری، یا فقط در معرض آدمهای مختلف قرار میگیری؟

از نظر روانشناسی، جذب شدن بین دو نفر فقط به ظاهر یا حضور در اجتماع بستگی نداره. عواملی مثل مهارتهای ارتباطی، اعتمادبهنفس، نحوه ابراز علاقه، سبک دلبستگی، معیارهای انتخاب شریک زندگی و حتی شانس و شرایط محیطی هم نقش دارن.

تا وقتی جواب این سؤالها مشخص نشه، نمیشه گفت مشکل از کجاست یا اصلاً مشکلی وجود داره یا نه.

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

بخاطر نشخوار فکری و افکار منفی زیادی که دارم رفتم پیش روانپزشک گفت مغزت زیاد تو محیط استرس بوده ی چی ...

فکر نمیکنم روانپزشک شما منظورش این بوده باشه که «فقط یک ماده خاص» توی مغزتون ترشح نمیشه. در روانپزشکی معمولاً منظور اینه که بهدلیل استرس مزمن، عملکرد بعضی شبکههای مغزی و انتقالدهندههای عصبی (مثل دوپامین، نورآدرنالین و سروتونین) ممکنه دچار اختلال در تنظیم شده باشه، نه اینکه کلاً ترشح نشن. همچنین استرس طولانیمدت میتونه روی مدارهای مغزی مربوط به توجه، تمرکز، تنظیم هیجان و نشخوار فکری اثر بذاره. به همین خاطر بعضی افراد بعد از مدتها زندگی در شرایط پراسترس، بیشتر درگیر افکار منفی، اضطراب یا نشخوار فکری میشن.


در مورد داروها:

- آریپیپرازول بسته به دوز و تشخیص، میتونه برای کاهش نشخوار فکری، بعضی علائم اضطرابی یا بهعنوان داروی کمکی در درمان افسردگی و وسواس هم استفاده بشه.

- اتوموکستین بیشتر برای اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) تجویز میشه، ولی گاهی اگر روانپزشک تشخیص بده مشکل توجه، تمرکز یا بعضی علائم اجرایی مغز وجود داره، ازش استفاده میکنه.

اینکه چرا دقیقاً این دو دارو برای تو تجویز شده، فقط از روی اسم داروها نمیشه فهمید، چون یک دارو ممکنه برای چند تشخیص مختلف استفاده بشه.


در مورد مدت مصرف هم هیچ عدد ثابتی وجود نداره جانم. مدت درمان به تشخیص، شدت علائم، میزان پاسخ به دارو و نظر روانپزشکت بستگی داره. بعضی افراد چند ماه دارو مصرف میکنن و بعضیها بسته به شرایط، مدت بیشتری نیاز دارن. مهم اینه که داروها رو خودسرانه قطع یا کم و زیاد نکنی، چون مخصوصاً در داروهای روانپزشکی این کار میتونه باعث برگشت علائم یا عوارض بشه.


فقط یه سؤال دارم که کمک میکنه بهتر متوجه بشم دلیل تجویز چی بوده: روانپزشکت تشخیص مشخصی مثل افسردگی، اضطراب، وسواس یا ADHD برات مطرح کرد یا فقط گفت نشخوار فکری و استرس زیاد داری؟

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

سلام عزیزممن تو زندگیم مدام از این شاخه به اون شاخه می پرم و هیچ وقت یه کاری رو تا آخر انجام نمیدمرو ...

درود بر شما دوست عزیز

چیزی که توصیف کردید میتونه چند علت مختلف داشته باشه

یک نکته مهم اینه که گفتید اوایل هر کار انگیزه خیلی زیادی داری و حتی درباره موفقیتش رویاپردازی میکنی، اما بعد از مدتی انگیزهات افت میکنه و رهاش میکنی. این الگو در روانشناسی میتونه به دلایل مختلفی دیده بشه؛ مثلاً مشکل در حفظ انگیزه، دشواری در عملکردهای اجرایی مغز (مثل برنامهریزی و ادامه دادن کار)، کمالگرایی، ترس از شکست، بعضی اختلالات مثل ADHD، یا حتی اینکه بیشتر جذب هیجانِ شروع یک کار میشی تا خودِ فرآیند انجامش.

یه مفهوم مهم هم نوسان انگیزه است. انگیزه ذاتاً ثابت نیست و در همه آدمها بالا و پایین میشه. تفاوت اینجاست که بعضی افراد وقتی هیجان اولیه از بین میره، با نظم و عادت به مسیر ادامه میدن؛ اما بعضیها به انگیزه اولیه وابسته میمونن. در نتیجه، به محض اینکه تازگی و هیجان کار کم میشه، مغز احساس میکنه آن فعالیت دیگر پاداش قبلی را ندارد و میل به رها کردنش بیشتر میشود. بنابراین همیشه مشکل «کم بودن انگیزه» نیست؛ گاهی مشکل، حفظ انگیزه بعد از فروکش کردن هیجان اولیه است.

چند سؤال دارم جانم :

۱. این الگو از چه سنی شروع شده؟ از بچگی هم همینطوری بودی یا بعدها ایجاد شده؟

۲. فقط توی درس و کار این اتفاق میافته یا توی روابط، ورزش، سرگرمیها و بقیه جنبههای زندگی هم همین الگو رو داری؟

۳. وقتی انگیزهات کم میشه، دلیلش چیه؟ کار برات خستهکننده میشه، سخت میشه، احساس میکنی دیگه ارزش نداره، یا فقط اشتیاقت ناگهان از بین میره؟

۴. معمولاً چند وقت بعد از شروع یک کار ولش میکنی؟ چند روز، چند هفته یا چند ماه؟

۵. موقع انجام کار تمرکزت خوبه یا زود حواست پرت میشه و مدام دنبال محرک جدید میری؟

۶. تا حالا پیش اومده به خاطر این موضوع در درس، شغل یا روابطت آسیب جدی ببینی؟

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

درود بر شما دوست عزیزچیزی که توصیف کردید میتونه چند علت مختلف داشته باشهیک نکته مهم اینه که گفتید او ...

من فکر می کنم یکم تمرکزم پایینه و وقتی که حتی کار مورد علاقه ام رو هم انجام میدم به راحتی حواسم پرت میشه.وقتی درس میخونم بعدش واقعا انگار اون درس رو نخوندم و چیزی یادم نیست و باید چند بار بخونم تا یادم بمونه در حالیکه قبلا اینطوری نبود و حس می کنم از وقتی دانشجو شدم اینطوری تمرکزم کمتر شد

در مورد سوالاتتون هم بله در همه جنبه ها این کاهش انگیزه رو دارم و حس می کنم وقتی یه کاری رو میخوام شروع کنم همون اول راه مدام و به صورت نا خودآگاه خودم رو در جایگاهی تصور می کنم که انگار اون مهارت رو کامل یاد دارم و هیجان زده میشم ولی وقتی میرم تو مسیر و می بینم که راه طولانیه هیجانم فروکش می کنه و کم کم ولش می کنم.

از کودکی اینطوری بودم.در همه جنبه ها بوده و حتی تو روابطم هم بعد از یه مدت حس می کنم صمیمیتی ک با دوستم تجربه می کردم رو دیگه ندارم و انگار مثل قبل از وقت گذروندن باهاش لذت نمی برم هر چند هنوزم به نظرم دوست خوبیه و دوسش دارم.

در مورد آسیب جدی هم بله من دوران کنکور به زود دو ساعت میخوندم نمیدونم انگار حوصله درس خوندن نداشتم.و اینکه مثل بقیه هم سن هام انگار نمیتونم آینده نگری خوبی داشته باشم.مثلا دوستام میتونن از ده روز قبل امتحان فیلم رو کنار بذارن و درسشون رو مرتب و با برنامه پیش ببرن ولی من معمولا یکی دو روز قبل امتحان تازه شروع می کنم به مطالعه.

و اینکه مدام امروز و فردا می کنم و شده یه کار ساده رو یه سال عقب بندازم و انجام ندم.

این موضوع واقعا روی من تاثیر گذاشته و حتی خودم هم دیگه خودم رو باور ندارم و خودم رو انسان تنبل و بی اراده میدونم.

به نظرتون علتش چیه؟

من فکر می کنم یکم تمرکزم پایینه و وقتی که حتی کار مورد علاقه ام رو هم انجام میدم به راحتی حواسم پرت ...

اینم فراموش کردم بگم

من دوست دارم همه چیز رو بلد باشم.دوست دارم چند تا ساز بلد باشم و تلاشم رو کردم و الان از هر کدوم یکم بلدم.دوست دارم هنر های مختلف داشته باشم.و این باعث میشه مدام از این شاخه به اون شاخه برم و بعد ولش کنم و الان انگار هر هر چیز یکم بلدم و کاری هم نمیتونم با اون مهارت کمم انجام بدم


- حواست حتی موقع انجام کارهای موردعلاقهات هم راحت پرت میشه.

- برای یادگیری باید چند بار مطالب رو بخونی.

- شروع کردن برات از ادامه دادن خیلی راحتتره.

- مدام امروز و فردا میکنی و انجام بعضی کارها رو ماهها یا حتی یک سال عقب میاندازی.

- برنامهریزی بلندمدت و آماده شدن از قبل برات سخته.

- تقریباً در همه زمینههای زندگی همین الگو رو داری.

اینها همشون به چیزی مربوط میشن که ما در روانشناسی بهش عملکردهای اجرایی مغز میگیم ، یعنی تواناییهایی مثل حفظ توجه، برنامهریزی، شروع و ادامه دادن کار، مدیریت زمان ، و ...

یه نکته خیلی مهم هم توی حرفهات بود. گفتی قبل از شروع یک مهارت، خودت رو در آینده تصور میکنی که کاملاً توش حرفهای شدی و همین باعث هیجان زیادی میشه، اما وقتی وارد مسیر واقعی یادگیری میشی و میبینی پیشرفت تدریجیه، انگیزهات افت میکنه.

این اتفاق زیاد میفته ، مغز ما معمولاً به پاداشهای فوری بیشتر از پاداشهای دیرهنگام پاسخ میده. برای بعضی افراد، مخصوصاً کسانی که در عملکردهای اجرایی مشکل دارن، تصور موفقیت خودش یک پاداش هیجانی قوی ایجاد میکنه. اما وقتی وارد مرحله تمرینهای تکراری، اشتباه کردن و پیشرفت آهسته میشن، سیستم انگیزشی دیگه اون پاداش اولیه رو دریافت نمیکنه و هیجان سریع افت میکنه. به همین دلیل احساس میکنن «دیگه علاقه ندارم»، در حالی که همیشه مشکل از علاقه نیست؛ گاهی مشکل، حفظ انگیزه در مسیر طولانیه.

اینکه گفتی دوست داری همه چیز رو یاد بگیری هم نکته منفی نیست. کنجکاوی و علاقه به یادگیری مهارتهای مختلف میتونه یک ویژگی شخصیتی سالم باشه. اما وقتی با مشکل در حفظ توجه و ادامه دادن کار ترکیب میشه، نتیجه این میشه که شروعهای زیادی داری ولی تعداد کمی از اونها به مهارت عمیق تبدیل میشن.

با کنار هم گذاشتن همه چیز، یکی از احتمالهایی که حتماً ارزش بررسی داره ADHD در بزرگسالیه؛ چون بسیاری از علائمی که گفتی با اون همخوانی دارن. البته این به معنی تشخیص نیست، چون برای تشخیص باید موارد دیگهای مثل سابقه دوران دبستان، عملکرد تحصیلی، رفتار در کودکی، خواب، اضطراب، افسردگی، مصرف دارو و چند عامل دیگه هم بررسی بشن. بعضی مشکلات مثل اضطراب مزمن، افسردگی، کمخوابی یا استرس هم میتونن علائمی شبیه ADHD ایجاد کنن.

پیشنهاد من اینه که اگر این موضوع سالهاست روی درس، روابط، اعتمادبهنفس و عملکردت اثر گذاشته، یک ارزیابی توسط روانشناس یا روانپزشکی که در زمینه ADHD بزرگسالان تجربه داره انجام بدی. اگر مشخص بشه علت واقعاً همین اختلاله، هم درمانهای دارویی و هم آموزش مهارتهای رفتاری میتونن کمک زیادی بکنن. اگر هم علت چیز دیگهای باشه، همون ارزیابی کمک میکنه درمان مناسبتری انتخاب بشه

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

اینم فراموش کردم بگممن دوست دارم همه چیز رو بلد باشم.دوست دارم چند تا ساز بلد باشم و تلاشم رو کردم و ...

خب

- حواست حتی موقع انجام کارهای موردعلاقهات هم راحت پرت میشه.

- برای یادگیری باید چند بار مطالب رو بخونی

- شروع کردن برات از ادامه دادن خیلی راحتتره

- مدام امروز و فردا میکنی و انجام بعضی کارها رو ماهها یا حتی یک سال عقب میاندازی

- برنامهریزی بلندمدت و آماده شدن از قبل برات سخته

- تقریباً در همه زمینههای زندگی همین الگو رو داری.


اینها همشون به چیزی مربوط میشن که ما در روانشناسی بهش عملکردهای اجرایی مغز میگیم ، یعنی تواناییهایی مثل حفظ توجه، برنامهریزی، شروع و ادامه دادن کار، مدیریت زمان ، و ...

یه نکته خیلی مهم هم توی حرفهات بود. گفتی قبل از شروع یک مهارت، خودت رو در آینده تصور میکنی که کاملاً توش حرفهای شدی و همین باعث هیجان زیادی میشه، اما وقتی وارد مسیر واقعی یادگیری میشی و میبینی پیشرفت تدریجیه، انگیزهات افت میکنه

این اتفاق زیاد میفته ، مغز ما معمولاً به پاداشهای فوری بیشتر از پاداشهای دیرهنگام پاسخ میده. برای بعضی افراد، مخصوصاً کسانی که در عملکردهای اجرایی مشکل دارن، تصور موفقیت خودش یک پاداش هیجانی قوی ایجاد میکنه. اما وقتی وارد مرحله تمرینهای تکراری، اشتباه کردن و پیشرفت آهسته میشن، سیستم انگیزشی دیگه اون پاداش اولیه رو دریافت نمیکنه و هیجان سریع افت میکنه. به همین دلیل احساس میکنن «دیگه علاقه ندارم»، در حالی که همیشه مشکل از علاقه نیست؛ گاهی مشکل، حفظ انگیزه در مسیر طولانیه

اینکه گفتی دوست داری همه چیز رو یاد بگیری هم نکته منفی نیست. کنجکاوی و علاقه به یادگیری مهارتهای مختلف میتونه یک ویژگی شخصیتی سالم باشه. اما وقتی با مشکل در حفظ توجه و ادامه دادن کار ترکیب میشه، نتیجه این میشه که شروعهای زیادی داری ولی تعداد کمی از اونها به مهارت عمیق تبدیل میشن

با کنار هم گذاشتن همه چیز، یکی از احتمالهایی که حتماً ارزش بررسی داره ADHD در بزرگسالیه؛ چون بسیاری از علائمی که گفتی با اون همخوانی دارن. البته این به معنی تشخیص نیست، چون برای تشخیص باید موارد دیگهای مثل سابقه دوران دبستان، عملکرد تحصیلی، رفتار در کودکی، خواب، اضطراب، افسردگی، مصرف دارو و چند عامل دیگه هم بررسی بشن. بعضی مشکلات مثل اضطراب مزمن، افسردگی، کمخوابی یا استرس هم میتونن علائمی شبیه ADHD ایجاد کنن

پیشنهاد من اینه که اگر این موضوع سالهاست روی درس، روابط، اعتمادبهنفس و عملکردت اثر گذاشته، یک ارزیابی توسط روانشناس یا روانپزشکی که در زمینه ADHD بزرگسالان تجربه داره انجام بدی. اگر مشخص بشه علت واقعاً همین اختلاله، هم درمانهای دارویی و هم آموزش مهارتهای رفتاری میتونن کمک زیادی بکنن. اگر هم علت چیز دیگهای باشه، همون ارزیابی کمک میکنه درمان مناسبتری انتخاب بشه

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

خب - حواست حتی موقع انجام کارهای موردعلاقهات هم راحت پرت میشه.- برای یادگیری باید چند بار مطالب رو ب ...

مرسی عزیزم که وقت گذاشتی🤍

بله من خیلی وقت پیش از یه مشاور هم پرسیده بودم احتمال دادن که ADHD تمرکز داشته باشم


خب - حواست حتی موقع انجام کارهای موردعلاقهات هم راحت پرت میشه.- برای یادگیری باید چند بار مطالب رو ب ...

من اگر درمان دارویی شروع کنم بعدا وابسته به دارو نمیشم؟ یعنی ممکنه طوری بشه که من کلا تا آخر مجبور باشم برای داشتن تمرکز دارو بخورم؟

من اگر درمان دارویی شروع کنم بعدا وابسته به دارو نمیشم؟ یعنی ممکنه طوری بشه که من کلا تا آخر مجبور ب ...

خواهش میکنم. 🤍

دوست عزیز تا وقتی تشخیص قطعی داده نشده، نمیشه درباره نیاز به دارو تصمیم گرفت

همه افراد هم تا آخر عمر دارو مصرف نمیکنن. بعضیها بعد از مدتی و با نظر پزشک دوز دارو رو کم میکنن یا قطع میکنن، بعضیها فقط در دورههایی از زندگی مثل دوران دانشگاه یا شغلهای پرتقاضا ( یعنی شغل هایی که به تمرکز، برنامهریزی، مدیریت همزمان چند کار و تصمیمگیری مداوم نیاز دارن) از دارو استفاده میکنن و بعضیها هم اگر علائمشون همچنان عملکردشون رو مختل کنه، ممکنه درمان طولانیتری داشته باشن. این موضوع برای هر فرد متفاوته

نکته مهم دیگه اینه که درمان ADHD فقط دارو نیست. آموزش مهارتهای مدیریت زمان، برنامهریزی، کاهش اهمالکاری، تنظیم محیط، درمان شناختیرفتاری و اصلاح عادتها هم بخش مهمی از درمان هستن و در خیلی از افراد باعث میشن عملکردشون بهتر بشه

پس اگر بعد از ارزیابی مشخص شد واقعاً ADHD داری، هدف درمان این نیست که «تا آخر عمر وابسته به دارو» بشی؛ هدف اینه که عملکردت بهتر بشه و بعد بر اساس شرایطت، پزشک درباره ادامه، کاهش یا قطع دارو تصمیم بگیره. این تصمیم از قبل برای همه یکسان نیست و در طول درمان مرتب بازبینی میشه.

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز