2777
2789
عنوان

مشاوره میدم

129 بازدید | 27 پست

دوستان عزیز دوساعت وقت آزاد دارم چون برق ها رفته :)

سوالی بود جهت مشاوره در خدمتتونم

هر سوالی داشتید بپرسید شاید کمکی از دستم بربیاد

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

دوستان عزیزم امروز از صبح وضعیت اینترنت بد بوده و کلاً آنتن میپرید

اگر یه مدت جواب ندادم بی ادبی تلقی نکنید ممکنه نتم قطع شده باشه. تشکر🌹🌹

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

در زمینه اختلالات روانی ، آسیب شناسی ، خانواده و زوجین

من خیلی بی احساسم

یعنی اصن بقیه اهمیتی برام ندارن بجز مامانم

یه دوست دارم چهارده ساله باهاش دوستم ولی دوسش ندارم

چرا اینطوریم چرا کسیو نمیتونم دوست داشته باشم

ابجیم هرسال واسم کادو تولد میگیره

واسه من اصن مهم نیست واسش کادو بگیرم یا نه

هیچ تمایلی هم به دوست پسر داشتن ندارم

داره بیست سالم میشه دیگه ولی تا حالا دوست پسر نداشتم و نمیخام هم داشته باشم

من خیلی بی احساسم یعنی اصن بقیه اهمیتی برام ندارن بجز مامانم یه دوست دارم چهارده ساله باهاش دوستم ول ...

سر کار رفتن و پول درآوردن هم اهمیتی برام نداره

یکم دلم میخواست دانشگاه برم ولی اونم زیاد برام مهم نیست

دلم میخاد بشینم یجا تنها

هیچ کاری نکنم

به هیچی فک نکنم

من خیلی بی احساسم یعنی اصن بقیه اهمیتی برام ندارن بجز مامانم یه دوست دارم چهارده ساله باهاش دوستم ول ...

از روی چیزایی که گفتی، نمیشه نتیجه گرفت که «بیاحساسی». اینکه فقط نسبت به مامانت احساس نزدیکی داری، نسبت به خواهرت یا دوستت دلبستگی زیادی حس نمیکنی و علاقهای هم به رابطه عاطفی نداری، میتونه دلایل کاملاً متفاوتی داشته باشه و بدون شرح حال، هیچ تشخیصی علمی نیست.

اینجا چندتا سوال برام پیش اومده دوست عزیز که جواب هر کدوم از اینا کاملا میتونه تعیین کننده باشه

۱. از بچگی همینطوری بودی یا این حالت از یه دوره خاص شروع شد؟ اگه تغییر کرده، تقریباً از چه سنی؟

۲. وقتی میگی «کسی برام مهم نیست»، یعنی اگه اتفاق بدی براشون بیفته هیچ ناراحتی، نگرانی یا احساس گناهی پیدا نمیکنی یا فقط علاقه و وابستگی عاطفیت بهشون کمه؟

۳. نسبت به حیوانات، بچهها یا آدمهای غریبه هم همین حالت رو داری یا فقط توی روابط نزدیک اینطوریای؟

۴. از تنها بودن لذت میبری یا حس میکنی حتی اگه بخوای هم نمیتونی با کسی ارتباط عاطفی برقرار کنی؟

۵. توی کودکی رابطهات با پدر و مادرت چطور بود؟ محبت، امنیت و حمایت کافی دریافت میکردی یا تجربههایی مثل بیتوجهی، خشونت یا طرد شدن داشتی؟

۶. احساسات دیگه مثل شادی، غم، خشم یا هیجان رو هم کم تجربه میکنی یا فقط محبت و وابستگی نسبت به آدمها برات کمرنگه؟

۷. تا حالا عاشق کسی شدی یا حتی کشش عاطفی یا جنسی نسبت به کسی حس کردی؟ یا هیچوقت همچین تجربهای نداشتی؟

۸. این وضعیت برای خودت آزاردهندهست یا فقط چون میبینی با بقیه فرق داره، کنجکاو شدی؟

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

از روی چیزایی که گفتی، نمیشه نتیجه گرفت که «بیاحساسی». اینکه فقط نسبت به مامانت احساس نزدیکی داری، ن ...

از سیزده سالگی شروع شد خیلی گریه میکردم شرایط خانوادگی مون خوب نبود بابام خیلی گاو بود

مامانمم سرکار میرفت من هر لحظه ای که کسی خونمون نبود گریه میکردم از همون موقع هم سردرد های شدیدم شروع شد

پانزده سالگی که میخاستم برم دهم تجربی قبول نشدم کرونا هم بود اونموقع

اونموقع بدتر شد سه ماه تعطیلی من همش داشتم فک میکردم چیکار کنم و چرا نخوندم که قبول شم

و از همون موقع هم بود که ارتباطم با دوستام قطع شد

هنرستان با هیشکی ارتباط نگرفتم

سه سال تنها بودم تو هنرستان

هیچ چیز جذابی نداشتم که بقیه جذبم بشن یا باهام دوست بمونن

مرده و زنده ی دوستام برام مهم نیست

نسبت به حیواناتم همین حس رو دارم

تنهایی رو دوست دارم اما چرا بقیه هیچ سعیی نمیکنن رابطشونو باهام نگه دارن؟ یا عمیق ترش کنن؟

اهمیت و حمایت و توجهی در کار نبود اما مامانم بهم محبت میکرد

غم و خشم و هیجان و استرس رو حس میکنم فقط خوشحالی و شادی رو دیگه حس نمیکنم

تا حالا عاشق نشدم و همچنین تجربه ای نداشتم

برام آزار دهنده نیست ولی خوب میشد اگه یه دوست میداشتم که منم براش مهم میبودم

از سیزده سالگی شروع شد خیلی گریه میکردم شرایط خانوادگی مون خوب نبود بابام خیلی گاو بود مامانمم سرکار ...

اینکه این حالت ظاهراً از حدود ۱۳ سالگی شروع شده، نه اینکه از بچگی همینطور بوده باشی. همزمان هم شرایط خانوادگی پرتنش داشتی، گریههای زیاد، سردردهای شدید و بعد هم فشار کنکور هنرستان و دوران کرونا. این یعنی احتمال اینکه این تغییر فقط یک ویژگی شخصیتی ذاتی باشه کمتر میشه و بیشتر به این فکر میکنم که بعد از یک دوره استرس و فشار شدید، سیستم هیجانیات تغییر کرده. که این با مراجعه به تراپیست قابل درمان شدنه

نکته دوم اینکه گفتی هنوز غم، خشم، استرس و هیجان رو حس میکنی، ولی شادی و احساس صمیمیت نسبت به آدمها تقریباً از بین رفته. از نظر روانشناسی این بیشتر شبیه کاهش تجربه هیجانهای مثبت (که ما بهش میگیم آنهدونیا) و کمرنگ شدن دلبستگی عاطفیه، نه اینکه کلاً بیاحساس شده باشی.

یه نکته دیگه هم اینه که گفتی دوست داشتن یک دوست خوب برات مطلوبه، ولی مرگ و زندگی آدمها برات فرق زیادی نداره. این معمولاً نشون میده نیاز به ارتباط هنوز وجود داره، اما توانایی یا ظرفیت هیجانی برای شکل دادن و حفظ اون ارتباط کم شده.

در مورد اینکه گفتی «چرا بقیه هیچ تلاشی نمیکنن رابطهشون رو باهام نگه دارن؟» واقعیت اینه که نمیشه از روی حرفهات نتیجه بگیرم مشکل از توئه یا از آدمهایی که دورت بودن. اما یه احتمال اینه که وقتی آدم مدت طولانی از نظر هیجانی فاصله میگیره، ناخودآگاه کمتر احساساتش رو نشون میده، کمتر شروعکننده ارتباطه و کمتر به رابطه پاسخ هیجانی میده. در نتیجه طرف مقابل هم ممکنه برداشت کنه که علاقهای به نزدیکتر شدن نداری و خودش هم فاصله بگیره

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

اینکه این حالت ظاهراً از حدود ۱۳ سالگی شروع شده، نه اینکه از بچگی همینطور بوده باشی. همزمان هم شرایط ...

مرسی که وقتتو برام گذاشتی

میشه بگی این چیزایی که گفتی اگر بخوام در آینده خانواده تشکیل بدم مشکل ایجاد میکنه؟

بخاطر نشخوار فکری

و افکار منفی زیادی که دارم رفتم پیش روانپزشک

گفت مغزت زیاد تو محیط استرس بوده ی چیزی که همه خودشون ترشح میکنن تو مغزت ترشح نمیکنه و بهم قرص اریپیپیرازول و کپسول اتوموکستین داد

کسی تجربه داره

چی و چرا ترشح نمیشه تو مغزم

فضای استرس چ تاثیری داره

مصرف قرص چی

تا کی باید ادامه داد؟

گاهی بعضی مادر ها دخترای خودشونو ب چشم دشمن میبینن ... و ما دختر ها چ تنها و درک نشده ایم ....

مرسی که وقتتو برام گذاشتی میشه بگی این چیزایی که گفتی اگر بخوام در آینده خانواده تشکیل بدم مشکل ایجا ...

خواهش میکنم جانم

یه جمله ی معروفی هست که میگه اگر زخم هات رو درمان نکنی ، به کسایی زخم خواهی زد که نقشی در زخمی کردنت نداشتن

اما دوست عزیزم این وضعیت به این معنی نیست که نمیتونی خانواده موفقی داشته باشی؛ اما اگر این مسائل بدون بررسی و درمان احتمالی رها بشه، امکانش هست کیفیت رابطه عاطفیت رو تحت تأثیر قرار بده.

تنها چیزی که به نظرم ارزش بررسی داره اینه که گفتی سالهاست شادی رو احساس نمیکنی. این علامت مهمیه و بهتره نادیده گرفته نشه

شاد و پیروز باشید🌹

روان درمانگر و مدرس روانشناسی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز