حالا دیگه هر جور می تونی راضی شون کن.یا از فامیل کمک بگیر واسطه بشن یا اینکه خانواده آقا پسر باهاشون صحبت کنن و قانع بشن که طرف مقابل شون آدم خوبیه واقعا
درسته من واقعیت که زیاد دیدم میگم نگفتم مطلقپدرم فوت کرده یادم وقتی ۱۵ سالم بود مادرم موافق بود پدرم ...
خب درسته ولی شما فقط چندنفر آشناها و اطرافیانت یا خودت رو دیدی ولی نمیشه به همه این رو تعمیم داد و اینکه ۱۵ سالگی اصلا سن فکرکردن به ازدواج نیست این دیگه کاملا مشخص و واضحه
همه چیز به هیجان به هم رسیدن نیست. اولش خیلی خوبه اما بعدش که فروکش کرد واقعیت ها خودش رو نشون میده. در هر حال و با هر دلیلی که باشه من معتقدم نباید وارد خانواده ای شد که از همون اول با ورودت مخالفن. ازدواج با کسی که خانواده اش راضی نیستن مثل رفتن به یک مهمونی هست که بهش دعوت نشدی. یه آقا رو میشناسم که با همسرش ازدواج کرد در حالی که خانواده دختر مخالف بود. هنوز بعد یک بچه و چند سال زندگی پدرزنش به هیچ وجه تحویلش نمیگیره و محلش نمیزاره به طوری که همه فامیل اینو میدونن. اون آقا هرچند عشقش ارزشمنده اما به نظرم نباید خودش رو به این ذلت میکشوند. جایی برید که احترام و عزت داشته باشید. همه چی عشق نیست. هیچ چیزی رو نباید فدای چیز دیگری کرد