میخواستم یه کاری برام انجام شه(برای ترم تابستون۲ تا معارف میخواستم)
زنه بهم گفت باید بری از x بپرسی ببینی ارائه میشه یا نه حالا x کیه؟ یه دانشکده اونور تر بود(۱۰ دقیقه راهش بود و زنه میتونست بهش زنگ بزنه این سوال ساده رو بپرسه) خودمو با دویدن رسوندم. (دویدم چون امتحان داشتم و باید مرور میکردم، و هم اینکه ظرفیتا داشت تموم میشد) xهم گفت من نمیدونم باید از y بپرسی!
دوباره۱۰ دقیقه دویدم رفتم پیش زنه چونy نبود دانشگاه
زنه هم ۲۰ دقیقه باز علافم کرد داشت به دانشجو خود دانشگاه رسیدگی میکرد با اینکه منو میدید بهم بیتوجه بود ۲۰ دقیقه علاف موندم و ۵ دقیقه تا شروع امتحانم مونده بود!!! بهش گفتم امتحانم داره شروع میشه، میشه کمکم کنید خانم فلانی؟ برگشت با تندی گفت من بهت گفتم نمیشه داری اعصابمو خورد میکنی یه بار دیگه باهام حرف بزنی باهات بد برخورد میکنمااا
جلو دوتا مرد و دوتا زن این حرفو زد
و من هم خورد شدم، هم نتونستم امتحانمو مرور کنم، هم کلی الکی دویده بودم
اگه مرور میکردم امتحانمو خیلی بهتر میتونستم بنویسم