من و دختر عموم و پسر عموم سنمون برابره
عموم واسه دختر عموم رفته خواستگاری ، پسره شرایطش خیلی خیلی خوبه ، هم از نظر تیپ و قیافه ، هم کار و مال و اموال و هم رفتار و شعور و شخصیت
دختر عموم اینا وضع مالیه خوبی ندارن و خیلی چیزای دیگه
دختره ردش کرد ، بعد عموم پرسید عمو جان چرا عروسم نمیشی ، گفت کی عروس شما میشه دیگه به مسخره و پوزخند و پسر عموم هم همون موقع گفت مگه من تورو میخواستم که اومدن خواستگاری با وجود سن کمم
از اون به بعد دختر عموم وقتی عموم رو میبینه روبرمیگردونه و غرور داره
در صورتی که ممکنه دیگه اینجور خواستگاری براش نیاد و به خاطر شرایط زندگیش و اخلاقی پدرش بهش سرکوفت بزنه ، در صورتی که جهیزیه هم خود عموم میخواست بده
به نظر شما دلیل این رفتارا و کارهای دختره چیه؟