2777
2789
عنوان

بچه هاااا

21 بازدید | 0 پست

ببین یه چیزی ذهنمو درگیر کرده. 🥹


چند ماه پیش یه خواب عجیب دیدم. خواب دیدم یه آقای میانسال و جدی اومد و یه حلقه دستم کرد. من فقط داشتم نگاهش میکردم. یادمه لباس خودم و بقیه سیاه بود، ولی شکل حلقه یادم نیست. وقتی بیدار شدم خوابم برام خیلی عجیب بود.


به مامان و بابام تعریف کردم. مامانم پرسید: «لباس عروس تنت بود؟» گفتم: «نه.» بعد هر دو خیلی جدی به هم نگاه کردن و منم یه حس عجیبی گرفتم.


حالا چند وقت بعد، توی یه تجمع، ما دیر رسیدیم و زود داشتیم برمیگشتیم. یه خانومه گفت: «الان اومدینها، چرا دارین میرین؟» بعد مامانم گفت: «دخترم یکم حالش خوب نیست.»


از اون موقع احساس میکنم بعضیها خیلی حواسشون به رفتوآمد ما هست. حتی گاهی میپرسن «فلانی کجاست؟» یا اینکه چرا نیومده. برای همین یه حس عجیبی دارم و با خودم میگم نکنه اون خواب یه ربطی به این اتفاقها داشته باشه. البته خودم هم مطمئن نیستم، فقط یه حسه که توی ذهنم مونده.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز