2777
2789
عنوان

منو مادرم

58 بازدید | 0 پست

می نویسم برای تخلیه درون خودم

هرگز مادرم در آغوشم نگرفت و بمن نگفت چه قدر دوستم دارد و هرگز نشان نداد که چه قدر از من حمایت میکند هرگز طرفم را نگرفت هرگز کنارم ننشست و با من وقت نگذراند مادرم مادرش ،خواهرانش و دختر اولش برایش در اولویت بودند هرگز ندیدم در آشپزخانه شام بپزد و من از بوی شام خانوادگی لذت ببرم و به من املا بگوید و عصر و شبی خانوادگی سپری کرده باشیم یا حتی از درس هایم سوال کند که مثلاً تا کجا خوانده ایم هرگز از احساساتم نپرسید هرگز با من درد دل نکرد و در ددلم را نشنید صبحانه مدرسه ام هرگز دغدغه اش نبود و اینکه من کجا و چه چیزی را دوست دارم او فقط مرا زاییده بود و رها کرد من ماندم و یک دنیا حسرت به هرکس و ناکسی که رسیدم اویزانش شدم وابسته هر سرخری که بمن لبخند زد شدم و از عالم و آدم لطمه خورده ام حالا یادش افتاده که دختر دارد و من حالا دیگر او را نمیخواهم حالا منم و حسرت جایگاه های که دوست داشتم به آنها برسم و چون حمایتی نداشتم نشد و خیلی چیزهای دیگر که هرگز بابتشان حمایت نشدم خواهرم مادرم را فقط برای خودش میخواست سهم من را هم برداشت و من بی اعتراض قهر کردم اما حالا خودم مادرم گذشته را رها میکنم حتی خودم و رویاهای نیمه کاره ام را ... نمیگذارم فرزندانم تجربه مرا تکرار کنند ...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز