منم همین طور بودم عزیزدلم
دوسش داشتم ، براش گل میخریدم، کادو میخریدم ، انگار مدیر برنامههاش بودم
تایم زندگیش رو تنظیم میکردم
مشاور بودم براش ، روان شناس بودم براش
هزار بار رفت و برگشت ، من هزار بار قولش کردم
آخرش که سرم به سنگ خورد فهمیدم آدم نبود
پسری تا زمانی که نیاد خواستگاری، نیاد با احترام تو رو از خانوادت خواستگاری کنه ، هیچ ارزشی نداره