2777
2789
عنوان

اولین دیت

102 بازدید | 16 پست

بعد حدود 30 سال سن اولین دیت خودم را با یک دختر حدودا 6 سال کوچکتر از خودم بیرون رفتم همه چی خوب بود تا وقتی که اخر شب بعد ااینکه رسوندمش بهش گفتم من تو این شهرم و دیگه دیر به دیر میتونم ببینمت ولی دوستت هم دارم .در حدود سه ماه که ازش دور بودم احساس کردم این واقعا همونیه که میخوام چون در طول این مدت همش تلفنی و تصویری هر سری 2 3ساعت صحبت میکردیم و خیلی به هم نزدیک شده بودیم . بعد سه ماه که دیدمش چند سری بیرون رفتم یسری اخلاق هایی دیدم ازش که گفتم با خودم انگار خیلی عجله کردم دربارش و نباید اینقدر هم جدی میبودم اونم تو اولین دیت جدی م با اولین دختر زندگی م. بعد گفتم یکم معمولی تر باشم کمرنگ تر کنیم رابطه رو شاید داریم از رو احساس تصمیم میگیریم که خیلی ناراحت شد و گفت تو قصدت سو استفاده بوده و اینا که بعد هم قانعش کردم و اونم قبول کرد رفتارم مثل یه ادم سواستفاده گرنبوده. ولی از اون به بعد کلی ناراحته ازم و میگه هرشب بخاطرت دارم گریه میکنم من مثل تو منطقی نیستم تو بهترین ادم تو زندگی منی و... بعد 7 ماه که برای سومین بار از اولین دیتمون رفتم پیشش گفت ببین من هنوزم جدی م در رابطه با تو ولی من هنوزم با خودم و به اون گفتم که داره از رو احساس تصمیم میگیری . همه جوره پیگیرمه از رو دوستام و انلاین بودن و اینها . چیکار کنم بنظرتون ؟ لطفا بی طرفانه جوابمو بدید

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چه اخلاق هایی دیدی؟عجله نکن اصلاا بیشتر آشنا بشید باهم تا کامل از اخلاقیات و روحیات هم دیگه شناخت پ ...

منم همینو میگم با وجود همه کم و کاستی هایی که تو زندگیم دیده باز همه جوره عاشقمه . نمیدونم ولی مثلا تصور میکنم زندگیمو باهاش و مشکلاتی که در اینده بینمون قراره پیش بیاد بعد طلاق هارو میبینم رابطه های شکست خورده رو میبینم بدترم میشه . همش میگه به من شوهرمی ، عشقم

از خانواده ایناش چی میدونی تو خودت و آدمی هستی اینو هم بگو

خودم یه ادمی که کارمند بودم بعد جنگ اخراج شدم بخاطر کار خوابید ، دیگه خونواده سنتی متوسط به پایین اونم پدر و برادرش معلم خودشم روانشناسی مثلا میخونه دانشگاه ولی اصلا علاقه نداره بهش . مثلا بعد 4 تا کنکور رفته دانشگاه غیردولتی روانشناسی اونم میگه مجبوری میخونم چون تو گفتی تلاش کن

خودم یه ادمی که کارمند بودم بعد جنگ اخراج شدم بخاطر کار خوابید ، دیگه خونواده سنتی متوسط به پایین او ...

بنظر خودت چیزی هست که اونجا بتونه رابطه رو درست کنه

و اینکه خب اگه دوست ندارع روانشناسی پس چی دوست داشته میخواد چکار کنه

بنظر خودت چیزی هست که اونجا بتونه رابطه رو درست کنه و اینکه خب اگه دوست ندارع روانشناسی پس چی دوست د ...

حتی نمیدونه چی دوست داره حتی با وجود خونواده مذهبی و گیرش خیلی خیلی ریسک میکنه با کلی کلک میزنه میاد بیرون کلی لباس زیر خریده که بپوشه ولی مخفی میکنه از مامانش

حتی نمیدونه چی دوست داره حتی با وجود خونواده مذهبی و گیرش خیلی خیلی ریسک میکنه با کلی کلک میزنه میاد ...


خب شاید فرق داره با خانوادش اینم بگم از من اگه چیزی اذیت میکنه باعث میشه زمانت بدتر بگذره تمومش کن خود من هرچی دیدم چشام بستم آخرش هم اونجا خودم موندم و وقتی که برا یک آدم اشتباه تلف شد

کسی که الان بمبیی همینه هیچ وقت تغییر نمیکنه مگه اینکه یک بار فقط فرصت بدی و توی اون یک بار خودشو نشون بده وگرنه هیچی فایده ندارد


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108