2777
2789
ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم گر ز داغ هجر او دردیست در د ...

بهانه ميتراشي و مرا عذاب ميدهي


به روح بي قرار من تو اضطراب ميدهي


دلم پر از گلايه ها تنم اسير درد و خون


ولي تو قهر با دلم براي لحظه اي مكن

.

هَـــر آدمیــــ تو زندگیـــــش ،یـہ بیـــــ معـرفٺ دارهـــ . . .ڪہ اوڹ بیـــ معـرفٺ ،یڪـــــے از دوس ...

دوستش دارد دلم از کل دنیا بیشتر

از جهان از آسمان از کهکشان ها بیشتر

دوستش دارد دلم او فرق دارد با همه

گر همه ده بار خوبند او ز صدها بیشتر

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دوستش دارد دلم از کل دنیا بیشتراز جهان از آسمان از کهکشان ها بیشتر دوستش دارد دلم او فرق دارد با همه ...

چه ظریفانه است خلقت قلب آدمی...!

به تلنگری می شکند...!

به لحنی می سوزد...!

برای دلی می میرد...!

به نگاهی جان می گیرد...!

و به یادی می تپد...

.

تمام عاشقانه هاي من نذر آرامش تو ...
تو فقط نگاهت را از من نگير ...
عاشقي فقط از نگاه تو بر مي آيد ، آفتابم ...
من كنار سايه هم ، تو را مي فهمم ...
گمان نكن اگر آرامش را سهم قلبت مي كنم ...
دنيايم توفاني نيست ...
من از ميان توفان هم به تو ميخندم ...

.

بهانه ميتراشي و مرا عذاب ميدهيبه روح بي قرار من تو اضطراب ميدهيدلم پر از گلايه ها تنم اسير درد و خون ...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنقدر مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنقدر مات که حتی مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز ...

زنــــــــــدگے مــــــــــن و تــــــــــو بهــــــــــم ربــــــــــط دارد

اگــــــــــر بـے ربــــــــــط بــــــــــۅد

هیچوقــــــــــت خــــــــــــــــــــدا

مــــــــــارا بهـــــــــــم نشــــــــــان نمیــــــــــداد

بــــــــــاور کــــــــــن..

.

گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنقدر مات که حتی مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز ...

تو را در بهت چشمانم چه زیبا دیدمت امروز

دلم بی تاب چشمت شد همان تا دیدمت امروز


به دنبال تو من در آسمان یک عمر می گشتم

نمی شد باورم وقتی که اینجا دیدمت امروز


دلم در حسرت و تنها ، زبانم خسته از من ها

نمی دانم چرا خوبم که من ، ما دیدمت امروز


نگاهت آیتی از حق ، دو چشمت کافر کفرست

در آن سیمای روحانی ، خدایا دیدمت امروز ...


چه زیبا دیدمت آنروز و زیباتر شدی هر روز ....

دلم یکباره مجنون شد که لیلا دیدمت امروز ...


دل تنهای پر دردم محبت را عطش دارد ......

بیا و مهربانم شو که دریا دیدمت امروز

.

چه ظریفانه است خلقت قلب آدمی...!به تلنگری می شکند...!به لحنی می سوزد...!برای دلی می میرد...!به نگاهی ...

قبله کج می شد اگر یک بار میدیدم فقط

آنچه را میخواستم بی خون دل حاصل شده

در دلم جایی برای درد های تازه نیست

عذر میخواهم خدا ظرفیتم کامل شده

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

قبله کج می شد اگر یک بار میدیدم فقط آنچه را میخواستم بی خون دل حاصل شده در دلم جایی برای درد های تاز ...

چقدر این بیت ها عالی بودن دقیقا حال دلم .


برای عاشق تــــــــــــــــو شدن

هیچ بهانه ای لازم نیستــــــــــــــــ !

هر چه باشد


میان این همه الفبـــــــــــــا

تنها تویی که حرف نداری...!!

.

زنــــــــــدگے مــــــــــن و تــــــــــو بهــــــــــم ربــــــــــط دارداگــــــــــر بـے ربــــ ...

همیشه گریه های زیر باران ماجرا دارد

که یک سر در پشیمانی سری هم در وفا دارد

میان خاطراتت آنقدر بر سینه میکوبم

که ثابت میکند یک دست هم گاهی صدا دارد

نبودت روزهایم را بقدری بی هویت کرد

که در تقویم من تنها غروب جمعه جا دارد

تصور میکنم عاشق شدن یک درد موروثیست

از آنجا که پدر عمریست در دستش عصا دارد

یقین دارم کسی ظرف دعا را جا به جا کرده

تو را من آرزو کردم کس دیگر تو را دارد

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

چقدر این بیت ها عالی بودن دقیقا حال دلم .برای عاشق تــــــــــــــــو شدنهیچ بهانه ای لازم نیستـــــ ...

هر که در زد بر دلت در را شتابان وا مکن

طفل گاهی بر دری بازی کنان سنگی زند

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

ماشاالله تون باشه خیلی حرفه ای شعر میگید

من دیگه افتادم به روغن سوزی 😁😁

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

همیشه گریه های زیر باران ماجرا دارد که یک سر در پشیمانی سری هم در وفا دارد میان خاطراتت آنقدر بر سین ...

بـه هـــم نمـیرســیـم !

امّــا ...

بهــتـریــن غــریـبه ات مــیمـانــم ...

کـه تــو را هــمیشـه دوســـت خــواهــد داشــت ...

دلــــــــــــــــــم گــرفتـه است از ایــن شـهــــرکه آدمـهــایـش

هـمچــــون هــوایـش نـاپایـــدارنــد ...

گـاه آنـقـــدر گـــرم کــه نـفـســت میــگیــرد !

گاه چــنان ســـرد کـه بــدنــت مـیلـــرزد !

" مـــن و تــو " ، " مــا " كه نشــــدیــم هـیــچ ...

مــن نـیمــی از خــــودم را هــم باختـــم

.

هر که در زد بر دلت در را شتابان وا مکن طفل گاهی بر دری بازی کنان سنگی زند

گفته بودی ازمحبت خارها گل میشود

ای بسوزد ریشه ضرب المثل های دروغ!!!


می شود از عشق تو دیوانه شد دیوان نوشت

صد غزل از آن نگاه و دیده و مژگان نوشت


هرچه زیباروی اگر در محفلی گردند جمع

می شود اسم تو را در صدر این خوبان نوشت


نازنینا! چشم ما مهمان بکن بر یک نظر

ورنه باید این دل آباد را ویران نوشت


آب اگر ریزی به مژگان و چکد بر صورتت

می توان زیبایی این صحنه را باران نوشت


کاش می شد چند واحد درس عشق

تا به دانشگاه چشمان شما مهمان نوشت


نازنین زیبای من قدری به من نزدیک شو

دل که بردی! می توان جان را به تو قربان نوشت


یک نگاه مست و یک لبخند شیرین تو را

می توان در جنگ با هر درد، پشتیبان نوشت


عشق تو همچون گل سرخ بهار است ای عزیز

می توان آیا به این گل، قلب ما گلدان نوشت؟

.

بـه هـــم نمـیرســیـم !امّــا ...بهــتـریــن غــریـبه ات مــیمـانــم ...کـه تــو را هــمیشـه دوســـت ...

چقد تلخ بود خط آخرش 😔

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش