2777
2789
گفته بودم دل نمیبازم ولی دیدی چه شد ؟آمدی با دیدنت بی اختیار عاشق شدم

نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم
یا
نفسم را به اندازه ی تو ؟
نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم

یا
نفس میکشم که تو را دوست بدارم ؟
نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست
یا
تکرار دوست داشتن تو زندگیَم ؟
تنها میدانم ، بسیار میخواهم تو را ...

.

چه ظریفانه است خلقت قلب آدمی...!به تلنگری می شکند...!به لحنی می سوزد...!برای دلی می میرد...!به نگاهی ...

با همین جان گفتنت هی جان به جانم میکنی

آخرش روزی تو رسوای جهانم میکنی

من که چشمم را به اعجاز نگاهت بسته ام

با همین لحن کلامت مهربانم میکنی

نوش دارویی که بعد از مرگ سهراب آمدی

با چه جادویی نوشتی که جوانم میکنی

سخت میگیریم به قلبی که لبالب خون شده

شعرهایت را چرا ورد زبانم میکنی

چتر مهرت را گشودی بر سرم اما بگو

تا ابد این دست ها را سایه بانم میکنی


در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با همین جان گفتنت هی جان به جانم میکنی آخرش روزی تو رسوای جهانم میکنی من که چشمم را به اعجاز نگاهت ب ...

شیشه ای میشکند،یک نفرمیپرسد؛

که چرا شیشه شکست؟

آن یکی میگوید؛شاید این رفع بلاست!!

دل من سخت شکست،

هیچ کس هیچ نگفت،

غصه ام را نشنید،

از خودم میپرسم...

ارزش قلب من از شیشه یک پنجره هم کمتر بود؟.

.

نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارمیانفسم را به اندازه ی تو ؟نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس می ...

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام

بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام

خبرت هست دلم مست حضور تو شده

عاشق و شیفته زنگ صدایت شده ام

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

شیشه ای میشکند،یک نفرمیپرسد؛که چرا شیشه شکست؟آن یکی میگوید؛شاید این رفع بلاست!!دل من سخت شکست،هیچ کس ...

بعد بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدم

پیش چشمان تو از شرم و حیا آب شدم


در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام خبرت هست دلم مست حضور تو شده عاشق و ش ...

دلم عشقی هوس کرده که با من همصدا باشد

بگویم " جان " و با نازش بگوید " بی بلا " باشد

دلم عشقی هوس کرده نباشد اهل بی مهری

که در دنیای طوفانی برایم ناخدا باشد

دلم عشقی هوس کرده شبیه آدم و حوا

نه من دلسرد شوم از او، نه او سر به هوا باشد

دلم عشقی هوس کرده بدون مرز و ممنوعه

که هر وقتی دلم تنگید در آغوشم رها باشد

دلم عشقی هوس کرده کمی سبزه کمی شیطان

که اسم کوچکش شاید برایم آشنا باشد

دلم عشقی هوس کرده شبیه عشق آن کودک

که تنها لذتش بازی، میان بچه ها باشد

.

دلم عشقی هوس کرده که با من همصدا باشدبگویم " جان " و با نازش بگوید " بی بلا " باشددلم عشقی هوس کرده ...

عالی بود این شعر ♥️♥️♥️

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

گاهی بگو " دوستم داری "جای دوری نمی رود.... اصلا بگذار برود "دوری" و "دوستی"حرف امروز٬تمام آدم هاست

تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

عالی بود این شعر ♥️♥️♥️

🙏🙏🙏🙏

یار من کو؟ بی دلم، دائم هوایش میکنم

توبه كردم، باز دارم ادعایش میکنم


چشم و گوشم را پس از این توبه هم دادم به او

او بخواهد باز هم جان را فدایش میکنم


چونکه میترسم صدای ناله ام را بشنود

دزدکی با سوز دل، در خود صدایش میکنم


یک جهان در پایکوبی از شکست توبه ام

توبه می افتد به پایم من فنایش میکنم


رنج ترک ساغر و شاهد برایم مشکل است

بیخودی با توبه ام دارم جفایش میکنم


یار من هم باده می خواهد، ندارم چاره ای

توبه ام را بشکنم، بعدا قضایش میکنم


ماجرای قطره های برف را نشنیده ای؟

بی صدا حل می شوم در خود ثنایش میکنم..

.

تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

هَـــر آدمیــــ تو زندگیـــــش ،


یـہ بیـــــ معـرفٺ دارهـــ . . .


ڪہ اوڹ بیـــ معـرفٺ ،


یڪـــــے از دوسٺ داشتنـے تریڹ آدماے روزگارهـــ

.

بغض دارم، گریه دارم، بیقرارم بعد تو؛

برگ ریزان خزانم، بی بهارم بعد تو؛

بعد تو ابری ست اینجا، آسمان هم تیره گون؛

نا امیدم، شوق فردایی ندارم بعد تو؛

مثل لاهیجانِ بی چایی و قمصر بی گلاب ؛

مثل ساوه بعد خشکی، بی انارم بعد تو؛

قبل تو غمگین و با تو، راضی از این زندگی ؛

از خودم، از سرنوشتم، در فرارم بعد تو؛

قول دادم بی خبر باشی تو از این روزها ؛

من تحمل میکنم، من درد دارم بعد تو...

.

🙏🙏🙏🙏یار من کو؟ بی دلم، دائم هوایش میکنمتوبه كردم، باز دارم ادعایش میکنمچشم و گوشم را پس از این ت ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

گر ز داغ هجر او دردیست در دلهای ما

زا آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

گر به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش

پیش مشک افشان او باشد که جان قربان کنیم

آن سر زلفش که بازی میکند در باد عشق

میل دارد تا که ما جان را در آن رقصان کنیم

او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند

ما به فرمان دل او هر چه خواهد آن کنیم

این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست

جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

در من چیزی کم بود و در این زندگانی همه چیز کج بود میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم یا زود هر چه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می گذرد ............

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش