2777
2789
عنوان

به کام دل 🧚🏼‍♀️❣️

| مشاهده متن کامل بحث + 486 بازدید | 261 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

به لبخندم اعتماد نکن

زخمی با من است که با

هیچ دروغی درمان نمیشود

تا روزی که هنوز

زنان غمگینی هستند که با

صدای زنگ تلفن بغض میکنند

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

خوش آمدی به لامکان عزیز دل عزیز جان


خوش آمدی به کاخهای بیزمان و بیمکان


خوش آمدی به شهر دل، به روزگار روشنی


خوش آمدی به معبد هزار قرنهی نهان


خوش آمدی به آفتاب، به رازهای ماهتاب


به نورها و نوشها، به دشتهای بیکران


خوش آمدی به رودها، به مذهب سرودها


به دودها و عودها رسیده زان سوی جهان


به ساعتی که دود شد گشود ساحت غزل


شهنشه همارهی خدایگان بینشان

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

آدمیزاد ...

فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است

این را دانستم و میدانم

که آدم به آدم است که زنده است...

آدم به عشق آدم زنده است.!

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

دوباره سیب و غزل، من گناه می خواهم

دلی دچار تو و سر به راه می خواهم

دوباه اینکه تو حوا شوی و من آدم

و باز لذت یک اشتباه می خواهم

همیشه چشم تو را شاعرانه می نوشم

که با تو من غزلی رو به راه می خواهم

پناه خستگی من! بمان و با من باش

میان این همه طوفان، پناه می خواهم

تو عاشقانه ترین رکعت غزل هستی

برای خواندن تو قبله گاه می خواهم

دوباره وسوسه ی ناز چشم تو بر پاست

دوباره سیب و غزل، من گناه می خواهم

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

دوباره شعر نوشتم به دلبری که ندارم

غزل ، قصیده ، دوبیتی به دفتری که ندارم


چگونه نامه خود را به دست او برسانم ؟

شکسته بال نحیفِ کبوتری که ندارم


گلی که چیده ام اینبار برای موی خودم نیست

برای بافه ی موهای دختری که ندارم .....


"هوای حوصله ابریست" مصمّمَم که ببارم

به برگهای خزان زارِ آذری که ندارم


عجیب خسته ام از "من" از این توهّمِ مجنون

پناه میبرم از خود به بستری که ندارم


سرِ جنازه ی خود ایستاده ، خیره ام اکنون

به دستهای پر از خون به خنجری که ندارم

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

و همان طور كه دردم به خودم مربوط است،

شيطنت های دلم هم به خودم مربوط است


گله کم کن که چرا از همه ی شهر تو را ...

‏« آرزويم ‏» كه مسلّم به خودم مربوط است !


گفته بودند که عشق است و غمش سوزان است

برود غم به جهنّم ! به خودم مربوط است


دوست دارم که ازین بغض بمیرم اما

پیشت هرگز نزنم دم، به خودم مربوط است


می نشينم شب و در فكر تو تا اول صبح

می چكم خاطره، نم نم، به خودم مربوط است


اينكه بعد از تو چه با زندگی ام خواهم كرد،

دار، رگ، پنجره يا سم به خودم مربوط است


دوستت دارم و اين دست خودم نيست ولی

بهتر آن است بگويم به خودم مربوط است


دوستت دارم، بي آنكه بپرسم به تو چه؟

عاشقي كردن مبهم ! به خودم مربوط است !


اين مهم نيست تو و بقيه چه مي انديشيد

دوستت دارم و آن هم به خودم مربوط است

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

به به سهراب چه بگویم ک دگر حوصله ای نیست مراهاا دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا

دچار باید بود وگرنه

زمزمهی حیرت میان دو حرف

حرام خواهد شد

و عشق

سفر به روشنی اهتراز خلوت

اشیاست و عشق صدای

فاصلههاست ..

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید...

دلبری برای یکدیگر را...

بگذارند به وقت تنهاییشان!

خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو...

سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست...

شاید یک نفر چشمانش را بست...

شاید یک نفر خاطرش پر کشید...

شاید یک نفر دلش رفت...

شاید یک نفر دلش تنگ شد

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

آن کسی ک سکوت را انتخاب میکندهاا حداقل یه بار همه چیز را گفته هس

تمناے وصالم نیست...

عشق من مگیر از من...

به دردت خو گرفتم...

نیستم در بند درمانت...

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

ارتش چشمان تو ما را به اتش بسته اند

نازنین رحمی بکن سرباز هایم خسته اند

بس کن و فرمان آتش بس به چشمانت بده

چشم های مادوتا خیلی بهم وابسته اند

هرچی دوس داری داخل ناشناسم بهم بگو برام کامنت کن لینکش داخل امضام هست

دوباره شعر نوشتم به دلبری که ندارمغزل ، قصیده ، دوبیتی به دفتری که ندارمچگونه نامه خود را به دست او ...


اونجا ک شاعر میگ ک کاش میشد سرنوشت خویش رو از سر نوشت هاا کاش میشد اندکی تاریخ را بهتر نوشت ،کاش میشد پشت پا زد برتمام زندگی هااا ، داستان عمر خود رو گونه ای دیگر نوشت

هرکسی مشکل حقوقی و ساده تر بگم دادگاهی احتیاج به کمک داشت بهم اطلاع بده کمک کردن غیرمالی از علاقه های قلبیم هست حضورم درهرپرونده ای تاحالاشکر خدا باخت نداشته !!! چون ما با پروردگار معامله میکنیم نه بنده هاش با خدا فقط زد و بند کنین همش سوده [واقعیت میگه هزارنفر از وکیل های محترم هم به من نمیتونن اصلا برسن]بعدیادت نره تو زندگیت مجبور نیستی به هیچ کسی راجع به چیزی جواب پس بدی به غیر از خدات وجدانت اینو هیچ وقت یادت نره در عالم هرکسی ممکنه قلب داشته باشه ولی نه [وجدان]هیچ وقت کسی قضاوت نکن! اگرقضاوت کردی فقط برای اینکه گناهاتش باگناهات توفرق داره، انسانیت و معرفت وجدان آسوده و اراده ومهربونی داشتن سبک زندگی نجیب زاده هاست انگاری قرن ماروزگار مرگ انسانیت هست انسانیت گاهی یک لبخندهس یک آرامش امنیت ک محکم میگه نترس من هستم کمکت میکنم که به احساسات و روح یک انسان غمگین سقوط رسیده آرامش هدیه میکنی چشم بهم بزنید عمرتون میگذره پس حواستون به تلف شدن روزها تون در آشفتگی هاباشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792