میدونم این روزا همش دارم تاپیک میزنم ولی بخدا دارم از غصه دق میکنم اصلا عادت ندارم به این چیزا وقتی همه چی تموم باشی و ی همسر نمونه ولی همسرت خام چندتا حرف سکس.ی زن جند.ه بشه باهاش چت کنه چ حالی میشه آدم.
با این که دوبار بیشتر جوابش نداده و الان هم دیگه تکرار نمیکنه همش گوشیش دست پسرمه ولی من نمیتونم ببخشمش فراموش کنم اصلا حالم خوب نیست از بس ضربان قلبم بالاد بود امروز پرانول خوردم شروع کردم به خواندن کتاب هنر رها کردن ولی وقتی فکر میاد سراغم داغون میشم چتاشون تو ذهنم هک شده فقط هم چت س.کسی بوده که اون خانم برای این که شوهرم تو ادارشون کارش راه بندازه داده بوده اینم جواب داده بود من قبول دارم ما دعوا داشتیم اشتی داشتیم روزای بدوخوب داشتیم مثل همه
من میگم به من چه برای خودم زندگی میکنم و... ولی یهو ب خودم میام تا ساعت ها تو فکر کارشم خودشم از بس من روحیم خرابه میگه توروخدا با خودت این کارو نکن پیر میشی من فقط یک غلط کردم جوابش دادم دیگه هرگز خطایی نمیبینی صبحا میره سرکار اولین پیام میگه وقتی روحیت خرابه من میمیرم ولی بخدا دست خودم نیست دلم ب زندگیم خوش نیست میخوام برم به خاطر پسرم نمیتونم میخوام بمونم بازم نمیتونم دارم خفه میشم توروخدا بگین خوب میشم ؟چیکار کنم بیخیال بشم ؟حالم خوب بشه ب خودم اهمیت بدم فقط گوشیش چک نکنم و.., نمیتونم واقعا نمیتونم بهش فکر نکنم پیر شدم خدایا
خدایا به کجا داریم میریم که به زن برای اینکه کارش راه بیفته آرامش مایه بذاره حرفهای شرمآور بزنه