بچهها من خانواده همسرم یه سری بدی ها بهم کردن که حالا طولانی میشه بخوام بگم ولی بخاطر بدی هاشون از چشمم افتادن و خوشم نمیاد ازشون....مشکلم اینه وقتی میبینم شوهرم بهشون محبت میکنه حسودیم میشه و توقع دارم بخاطر کاراشون یه مقدار سردتر باشه...میدونم توقعم اشتباه و بیجاس اما نمیتونم این حسو از خودم دور کنم چیکار کنم بنظرتون؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه توقعت بی جا نیست تو فقط دلشکسته ای و دوست داری همسرت مرهم دلت باشه این کاملا طبیعیه میدونم چه حسیه حس قدرشناسی اطرافیانی که نه می تونی از زندگیت حذفشون کنی نه میتونی تلافی کنی خیلی بده من سپردم به خدا و واقعا خدا جوابشون داد
میدونم خودمم میدونم اذیت میشم...فقط نمیدونم چرا نمیتونم این حسو دور کنم بدم میاد میچسبه دقیقا به اون کسی که خیلی بهم بدی کرده .حس میکنم براش مهم نیستم که اصلا اهمیتی نداره براش که اون شخص چه کارایی کرده و چقدر دل منو شکونده...ولی مثلا هرچقدر با پدرش خوب باشه خوشم میاد چون باباش کاری نکرده که ناراحتم کنه هیچوقت
به این فکر کن که شوهرت همین حس رو به تو و خونوادت داشته باشه 😂هر جی باشن اونا خونوادشن و نمبتونه با ...
آخه خانواده من هیچوقت به شوهرم بدی نکردن.منم الان پدر شوهرم چون بهم بدی نکرده دوست دارم شوهرم باهاش خوب باشه و باهاش خوش و بش کنه و بغلش کنه...حساسیتم رو کساییه که اذیتم کردن
آره خیلی ازشون عصبانیم و عصبانیتم هیچوقت حل نشده چون شوهرم در مقابل دردو دلام همیشه موضع گیری کرده و ازشون طرفداری کرده برا همین حتی به طلاقم فکر میکنم خیلی وقتا تصمیم میگیرم برم درخواست طلاق بدم چون اصلا دلم باهاشون صاف نیست