میفهمم دیگه ازاین به بعداعتمادسخته وبه پدرخودت هم شک میکنی
کاملاطبیعیه این حس روداشته باشی ناسلامتی یک عمرروصرف این رابطه کردی که سرانجامی هم نداشته واین لایقت نبوده
کاش کنارت بودم وبغلت میکردم ومیگفتم وجودت خیلی ارزشمنده ومهمه مخصوصابرای کسایی که میشناسیشون ودوست دارن
حتماگریه کن چون آرومت میکنه
پناه خوبی پیداکن بایه آدم امن ومورداعتمادمشورت کن
نمیگم همه چیزفراموش میشه اماگذرزمان تورومحکمترومنسجم ترمیکنه
میفهمم که عروسی تصورکرده بودی والان تبدیل به عزاشده
ورویایی که تصورکرده بودی کابوس شده
منهم چنبن تجربه ای داشتم وخیلی آروم شدم
به خودم وذهنم یاددادم که این یه خواب بوده وازخواب ترسناک بیدارشدم وبایدنفس آرومی بکشم وبگم خدایاشکرت منوازدست یه آدم نخاله وبدردنخوروبی لیاقت نجات دادی
امیدوارم آرامش به دلت برگرده