آخ اخ گفتی کرد
یاد یه خاطره ای افتادم
واقعا پسراشون اولا خیلی خوشگلن
بعدم اینکه من یادمه جوون که بودم😂 با یکی دوست شده بودم کرد سنندج بود و خیلی زیبا رو😍 اسمشم خوشگل بود لعنتی
حالا کار خدارو ببین ازونجایی که من به شدت متنفر بودم با آدممتاهل دوست باشم یه روز توو خ سهروردی بودم با دوستم یه پسره اومد از قضا اونم کرد سنندج بود😂 به دوستم شماره داد و صحبت آعاز شد و رسید به اینجا که طرفی که من باهاش دوست بودم رو می شناخت کلا طایفشو 😂 گفت این ....... فحش داد😂 زن داره
منو می گییییییی همونو زنگ زدم کلا دوختمش به هم
و از همه جا بلاکش کردم فقط تنها جمله ای که بهش گفتم و دقیق یادمه این بود که گفتم تو که انقدر هولی چرا زن گرفتی که دختر مردمو بدبخت کنی
و خدا اونجا منو از یه کارمای بزرگ نجات داد چون واقعا متنفرممممممممممم ازین کار